صدايى از طرف مسجد خيف به گوش ابراهيم طنين انداز شد كه اى ابراهيم رؤياى صادقانه تو اينك تحقق يافت
أَنْ يا إِبْراهِيمُ قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيا
[ 1 ] در تفسير على بن ابراهيم از امام صادق ( ع ) اين گونه آمده است : امپراطور روم از حسن بن على ( ع ) پيرامون هفت موجودى كه هرگز در رحم مادران خويش نبودهاند سؤال نمود و آنحضرت در پاسخ او نوشتند : اولين آنها آدم ( ع ) است و بقيه عبارتند از : قوچى كه براى قربانى به نزد ابراهيم فرستاده شد ، ناقه صالح ، ابليس ، مار و كلاغ كه نام تمام آنها در قرآن ذكر گرديده است . [ 2 ] همين سؤال را شخصى از اهالى شام از اميرالمومنين ( ع ) پرسيد كه آنحضرت در پاسخ به اين موارد اشاره فرمودند : آدم ، حواء ، قوچ ابراهيم ، عصا يا مار موسى ، ناقه صالح ، خفاش عيسى . [ 3 ] در « علل الشرايع » آمده است كه « ابان بن عثمان » از امام صادق ( ع ) سؤال كرد چگونه « طحال » يا سپرز گوسفند از محرمات است در حالى كه به هنگام قربانى و بدل ذبيحه جزئى از بدن آن حيوان بهشتى بود ؟ حضرت در پاسخ ابان فرمودند :
هنگاميكه قوچى از كوه ثبير در مكه معظمه به جهت قربانى به نزد ابراهيم آمد .
ابليس از آنحضرت خواست تا سهم او را از آن حيوان به دو بخشد . ابراهيم ابتدا از اعطاى سهم او طفره مىرفت تا اينكه به امر خداوند طحال و دنبلان آن گوسفند را به ابليس بخشيد چرا كه آن دو محل تجمع خون و مجراى نطفه حيوان هستند و به همين خاطر از محرمات مىباشند .
همچنين خداوند نخاع را حرام نمود چرا كه آن محل جهش نطفه در حيوانات است . [ 4 ] در كتاب « كافى » در حضرت رضا ( ع ) روايتى بدين مضمون وارد گشته است : اگر خداوند حيوانى برتر از گوسفند وجود مىداشت حتما آن را فديه اسماعيل قرار مىداد . [ 5 ] مرحوم « طبرسى » در مجمع البيان مىفرمايد : ابراهيم كه راز قربان كردن فرزندش
هامش
[ 1 ] تفسير قمى - ج 2 - ص 225 .
[ 2 ] تفسير قمى - ج 2 - ص 271 .
[ 3 ] عيون اخبار الرضا - ج 2 - ص 221 و خصال - ج 1 - ص 323 و علل الشرايع - ص 495 .
[ 4 ] علل الشرايع - ص 562 .
[ 5 ] كافى - ج 6 - ص 31 .