تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص الأنبياء (داستان پيامبران يا قصه هاى قرآن از آدم تا خاتم) (فارسى) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
است « فلمّا اسلما » يعنى ابراهيم و اسماعيل بر فرمان الهى گردن نهادند « و تله للجبين » مفسرين در بيان و توضيح اين آيه فرموده‌اند : ابراهيم در موقع ذبح صورت فرزندش را بر روى خاك نهاد تا چشمانش بر او نيفتد و دچار رقت قلب نگردد . در روايات آمده است كه اسماعيل خطاب به پدرش گفت : در موقع ذبح ديده در ديده من ميافكن شايد مورد رحمت الهى واقع شوم .
لَهُوَ الْبَلاءُ الْمُبِينُ
يعنى داستان ذبح اسماعيل امتحانى بس بزرگ و منت و نعمتى آشكار است .
بِذِبْحٍ عَظِيمٍ
يعنى بجاى اسماعيل قوچى بزرگ را قربانى خواهيم كرد . ابن عباس گويد : اين قوچ همان حيوانى است كه هابيل به هنگام تقرب به ذات اقدس الهى به پيشگاه او هديه نمود و آن را عظيم شمرده‌اند از آنجهت كه چهل پاييز را در بهشت به چرا مشغول بود .
وَ بَشَّرْناهُ بِإِسْحاقَ
آن گروه از مفسرين كه عقيده دارند ذبيح اسحاق است پيرامون اين آيه به نبوت اسحاق و صبر او استشهاد مىنمايند .
وَ بارَكْنا عَلَيْهِ وَ عَلى إِسْحاقَ
يعنى از ذريه آنها فرزندانى شايسته به همراه خير و بركت بسيار را تا روز واپسين قرار داديم
وَ مِنْ ذُرِّيَّتِهِما
يعنى از فرزندان ابراهيم و اسحاق ( محسن ) يعنى كسانى كه به ريسمان طاعت و ايمان چنگ مىزنند .
وَ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ
يعنى گروهى كه به كفر و آلودگى پناه مىجويند . [ 1 ] در كتاب عيون اخبار الرضا از حضرت ثامن الائمه پيرامون اين گفته پيامبر ( ص ) كه فرمودند : « انا ابن الذبيحين » سؤال شد آنحضرت در پاسخ فرمودند : منظور از دو قربانى همان اسماعيل و عبداللّه بن عبدالمطلب مىباشند و اسماعيل همان پسركى است كه خداوند درباره‌اش فرمود :
إِنِّي أَرى فِي الْمَنامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ
اما زمانى كه موعد ذبح او رسيد خداوند قوچى را كه به سياهى مىگراييد و مدت چهل سال در ميان كشتزارهاى سر سبز بهشتى چريده بود بجاى او قربانى نمود و از آن روز هر حيوانى كه در منى قربانى شود فديه‌اى خواهد بود براى اسماعيل ( ع ) . سپس آنحضرت به بيان داستان عبداللّه بن عبدالمطلب پرداخت . [ 2 ] « صدوق عليه الرحمه » مىفرمايد : روايات پيرامون قربانى شدن فرزند
هامش
[ 1 ] مجمع البيان - مجلد 4 - ج 8 - ص 706 . [ 2 ] عيون اخبار الرضا - ج 1 - ص 189 - و خصال - ج 1 - ص 56 .