آتش جاى دادهاى ، گفت : من به ضرر پيغمبر حديث جعل نكردهام ، روايات مجعولهء من همهاش به نفع اوست ؟ ! اين مرد بدبخت و شقى نمىداند كه كذب بر رسول خدا ( صلى الله عليه و آله ) در هر صورت حرام است .
اين بود مختصرى از آنچه در اين باب وارد شده ، و در اينجا مطلبى است كه بايد گفته شود و آن اينست كه : مقصود افراد جعال و وضاع از جعل حديث اين بود كه مبانى دين مقدس اسلام را متزلزل كنند و پايههاى آن را واژگون سازند اين مردمان مغرض روايات بىاساس به اخبار صحيحه وارد كردند و به احاديث صحيحه لطمه وارد نموده و چهرهء زيباى اسلام را زشت ساختند و در اثر اين گونه روايات سست و بىمعنى حقائق و لطائف دين مقدس اسلام را با اوهام و خرافات مخلوط كردند .
ما اگر بخواهيم در اين باب وارد شويم كتاب ما به طول خواهد انجاميد .
مقصود ما از اظهار اين مطلب اين است كه با وضع موجود و با اين همه اخبار بىاساس چگونه مىتوان به صدور اين روايات از حضرات معصومين ( صلى الله عليه و آله ) كه ترجمان وحى و پيكر عقل و خرد و مثل اعلاى انسانيت بودند اعتماد كرد ، كدام عقل باور مىكند كه ائمه اطهار عليهم السلام سخنانى بر زبان برانند و يا مطلبى ادا كنند كه با عقل و وجدان و ضرورت منافات داشته باشد .
آرى ممكن است قضيه زمين و گاو و ماهى را به فرض صحت صدور به صورتى تغيير و تأويل كرد ، شايد معنى « حوت » قواى طبيعى زيرزمين است كه به وسيله آن نباتات و اشجار و حيوان
الأرض و التربة الحسينية ( زمين و تربت حسينى ) ( فارسى ) — صفحة 50
مساهمون: الشيخ محمد حسين كاشف الغطاء
ص٥٠