علت غيبت حضرت مهدى عليه السّلام اين است كه وى از دشمنانش اطمينان ندارد ، و براى همين عدم اطمينان از انظار مخفى شده است ، اما اگر ترس او مربوط به مال بود هرگز غيبت نميكرد زيرا در اين صورت بايد تحمل مينمود و مكلفين را هدايت و ارشاد ميكرد ، اين موضوع در بارهء حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله نيز صادق است ، پيغمبر بايد تمام مشكلات و اذيتها را تحمل كند تا شريعت و احكام را به مردم برساند اگر چه در راه ترويج و تبليغ جان خود را هم از دست بدهد .
( 1 ) البته حالات اكثر پيغمبران هم همين گونه است آنان تا سر حد قتل بايد احكام خداوند را بمردم برسانند ، زيرا در آن جا اگر پيغمبرى كشته شد باز ديگرى پيدا مىشود كه سنگينيهاى نبوت را در دوش خود بگيرد و سنتهاى او را اجراء كند ، و ليكن در مورد صاحب الزمان عليه السّلام اين مطلب درست نيست ، زيرا خداوند مقدر فرموده كه پس از وى كسى بعنوان امام كه حافظ شريعت باشد نيايد و به وجود حضرت مهدى سلام اللَّه عليه طومار انبياء و ائمه ختم شده است ، و براى همين جهت كه ديگرى شايسته نيابت او را ندارد به جهت خوف از قتل از پشت پرده غيبت بيرون نميشود پدران و اجداد حضرت صاحب الزمان عليهم السّلام در ميان مردم ظاهر ميشدند و در مورد احكام فتوى ميدادند و با آنان معاشرت ميكردند ، ائمه اطهار عليهم السّلام اطلاع داده بودند كه دوازدهمين نفر آنان با شمشير قيام مىكند و زمين را پر از عدل و داد ميسازد ، اين جريان در ميان مردم شايع شد و حتى دشمنان آنان هم از اين موضوع مطلع گرديدند ، خلفاى بنى عباس و سلاطين ظالم از كشتن پدران حضرت مهدى عليهم السّلام خوددارى ميكردند چون مىدانستند كه آنان خروج نخواهند كرد ، و منتظر نفر دوازدهمين بودند كه وى را بقتل برسانند .
خليفه در هنگام وفات حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام امر كرد تا در مورد زنان و كنيزان آن جناب تفتيش كنند ، و مقصودش اين بود كه اگر كودكى در شكم يكى از آنها پيدا كردند او را بكشند ، همانطور كه فرعون در مورد موسى و نمرود راجع به ابراهيم اين عمل را انجام دادند و ليكن خداوند ولادت ابراهيم و موسى و قائم عليهم السّلام را از
إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 596
مساهمون: الشيخ الطبرسي
ص٥٩٦