( 1 ) 5 - ابو على احمد بن ابراهيم بن ادريس از پدرش روايت مىكند كه وى گفت :
من صاحب را بعد از وفات پدرش ديدم در حالى كه جوان بود و دست و سرش را بوسيدم .
( 2 ) 6 - احمد بن نظر گويد : روزى در مجلس قنبرى كه از اولاد قنبر بزرگ غلام حضرت رضا عليه السّلام بود حديث جعفر بميان آمد و وى جعفر را مذمت كرد ، گفتم : غير از او كسى نيست ، وى متذكر حضرت حجت شد گفتم : شما او را ديدهاى ؟ گفت : جعفر دو مرتبه او را ديده است .
( 3 ) 7 - ابو هارون كه يكى از شيعيان بود گفت : من صاحب الزمان را ديدم در حالى كه چهرهاش مانند ماه ميدرخشيد و در سره آن حضرت موئى ديدم كه مانند خطى كشيده بود ، هنگامى كه جامه را از وى دور كردم ديدم ختنه شده است و از پدرش اين جريان را پرسيدم فرمود : وى هم چنان متولد شده است و ليكن ما براى اينكه به سنت عمل كرده باشيم كاردى بر وى خواهيم كشيد .
و اگر ما بخواهيم نام جميع اشخاصى كه خدمت آن حضرت رسيدهاند ذكر كنيم كتاب به طول خواهد انجاميد ، و پس از اين در باب ديگر اخبارى به اين مناسبت ذكر خواهيم كرد و در اين باب همين اندازه كافى است و مقصود ما را هم حاصل مىكند .
[ ( 2 ) دلائل امامت از نظر عقل و نص ]
( 4 )
( دليل امامت حضرت صاحب عليه السّلام از نظر اعتبار )
( 5 ) به دلائل عقلى وجوب امامت ثابت شده ، و معلوم گرديده كه خداوند متعال بندگان مكلف خود را در هيچ زمانى بدون امام معصوم رها نخواهد كرد ، زيرا بايد امامى در ميان مردم باشد تا مفاسد و قبايح را براى آنان بيان كند و به طرق سعادت و كمال رهنمائى نمايد ، تشخيص اين امام يا از طريق نصوص است كه او را به مردم معرفى كرده باشند ، و يا وقوع معجزه و خرق عادت است كه به اين وسيله صدق مدعاى وى براى مردم روشن گردد .