پيغام فرستاد و گفت : سواران من در مقابل اين عده قليل مقاومت ندارند اكنون عدهاى از تيراندازان را بفرست ، و او چند نفر تيرانداز فرستاد ، در اين بين اسب حرّ بن يزيد از پا در آمد و او پياده جنگ ميكرد و ميگفت :
إن تعقرونى فأنا ابن الحرّ * أشجع من ذى لبد هزبر
( 1 ) حر بن يزيد همواره بر آنان حمله ميكرد و با شمشير خود بر فرق آنان ميكوفت تا آن گاه كه دسته جمعى بر وى حمله كردند و او را شهيد نمودند ، ياران سيد الشهداء عليه السّلام با كوفيان سخت مقاومت كردند تا آنگاه كه روز نصف شد و آفتاب بوسط السماء رسيد حصين بن نمير كه فرماندهى تيراندازان را به عهده داشت به ياران خود امر كرد تا تيراندازى را شروع كنند و ياران امام حسين را تير باران نمايند .
در اثر تيراندازى اسبها از پا در آمدند و همگان بطور پياده حملات خود را ادامه دادند ، و مدتى جنگ بطور شدت ادامه داشت ، شمر بن ذى الجوشن با عدهاى به طرف خيام طاهرات حمله كردند و زهير بن قين با ده نفر كه از اهل بيت حمايت ميكردند آنان را دور كردند در اين هنگام عدهاى از ياران سيد الشهداء عليه السّلام به شهادت رسيدند و چون جماعت آنها كم بود در هنگام ظهر جنگ به مرحله شدت و سختى رسيد و اكثر ياران امام حسين عليه السّلام از بين رفتند ، حضرت در اين وقت نماز خود را بطور نماز خوف بجا آوردند ، حنظلة ابن سعد شبامى در مقابل امام حسين ايستاد و بمردم كوفه گفت : اى گروه مردم من ميترسم مانند روز احزاب گرفتار شويد ، و از گرفتارى روز قيامت بترسيد ، اى گروه مردم حسين را نكشيد كه خداوند شما را گرفتار عذاب خواهد كرد و كسانى كه بر حسين افتراء ببندند ضرر خواهند كرد ، پس از اين پيش آمد و مشغول جهاد شد تا آنگاه كه شهيد شد .
بعد از حنظله شبيب غلام شاكر آمد ، و گفت : سلام بر تو اى ابا عبد اللَّه ، اينك شما را به خداوند ميسپارم ، بعد از اين كلمه به طرف ميدان رفت و جنگيد تا كشته شد ، در اين هنگام ياران سيد الشهداء يكان يكان جلو رفتند و به شهادت رسيدند تا آنگاه كه جز حسين و اهل بيت او كسى در خيام طاهرات نماند .