تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
مروان گفت : اگر مطلب چنين است پس حق با شما است ، سيد الشهداء عليه السّلام شب را در منزلش اقامت كرد ، و وليد نيز با عبد اللَّه بن زبير كه از بيعت يزيد سر پيچيده بود اشتغال داشت ، عبد اللَّه بن زبير در همين شب به طرف مكه حركت كرد و وليد بدنبال او مردانى را فرستاد ولي او را پيدا نكردند . ( 1 ) در ساعات آخر روز ديگر دنبال حسين عليه السّلام فرستادند و او را براى بيعت دعوت كردند ، حضرت فرمود : امشب را هم بما مهلت بدهيد تا فردا تصميم بگيريم ، آنان هم از آن جناب دست برداشتند ، امام حسين عليه السّلام دو شب به آخر رجب مانده از مدينه بيرون شدند و به اتفاق فرزندان و برادران و برادرزادگان و خاندانش به طرف مكه حركت نمودند ، جز محمد بن حنفيه كه با آن حضرت بيرون نشد . سيد الشهداء در هنگام خروج از مدينه آيهء شريفه
فَخَرَجَ مِنْها خائِفاً يَتَرَقَّبُ قالَ رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ
قرائت كردند ، و در روز سوم شعبان وارد مكه شدند و اين آيه را خواندند
وَ لَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقاءَ مَدْيَنَ قالَ عَسى رَبِّي أَنْ يَهْدِيَنِي سَواءَ السَّبِيلِ
. در اين هنگام اهل مكه دسته دسته به طرف آن حضرت مىآمدند و عبد اللَّه بن زبير نيز هر دو روز يك بار در خدمت آن حضرت حاضر ميشد ، و ليكن از بودن سيد الشهداء سلام اللَّه عليه در مكه ناراحت بود ، زيرا ميدانست با بودن حسين بن علي مردمان حجاز با وى بيعت نخواهند كرد . در اين گير و دار مردم كوفه از فوت معاويه مطلع شدند و از خروج سيد الشهداء از مدينه به طرف مكه با خبر گرديدند ، شيعيان در منزل سليمان بن صرد خزاعى پيرامون يك ديگر جمع شدند و گفتند : معاويه از دنيا رفته و اينك حسين در مكه اقامت دارد و از بيعت يزيد امتناع كرده است ، شما كه پيروان او و پدرش هستيد او را يارى كنيد . اكنون اگر تصميم داريد در مقابل او جهاد كنيد و با دشمنانش بجنگيد ، براى او بنويسيد و عده‌اى را نيز به طرف او بفرستيد ، و حسين بن علي را بكوفه دعوت كنيد ، در