و مقدم داشتن او را بر ساير اصحاب ، حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله هر گاه اراده ميكرد امير المؤمنين را به جايى بفرستد و يا لشكرى به جايى روانه كند وى را امير و فرمانده قرار ميداد ، و تا پايان عمر ، امير المؤمنين عليه السّلام را تحت ولايت كسى قرار نداد .
حضرت امير المؤمنين عليه السّلام در طول مدتى كه در خدمت حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله بودند و با قرابتى كه با وى داشتند همواره افعال و اقوالش مورد رضايت آن جناب بود و هرگز بر وى خشمگين نشد و او هم در هيچ كارى كه از طرف پيغمبر بوى محول مىشد كوتاهى نميكرد .
در صورتى كه بقيه اصحاب اين چنين نبودند و آنان همواره توبيخ مىشدند و از اين گونه مطالب اخبار و روايات زياد است كه حاكى از مقام بلند و كمال عصمت و فضيلت حضرت امير المؤمنين است و اينك چند حديث ذيلا ذكر مىشود ( 1 ) 1 - در جنگ احد مردم فرار كردند و علي عليه السّلام تنها با مشركين جهاد ميكرد تا آنگاه كه همهء آنان فرار نمودند ، جبرئيل به حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله عرض كرد :
اين است فداكارى و مواساة پيغمبر فرمود : على از من است و من هم از وى ، جبرئيل گفت : و من هم از شما هستم ، و حضرت رسول در اين روايت او را مانند خود خوانده همانطور كه در آيهء مباهله خداوند امير المؤمنين عليه السّلام را بمنزلهء نفس پيغمبر معرفى كرده است .
( 2 ) 2 - حضرت خاتم النبيين صلى اللَّه عليه و آله به بريده فرمودند ، بغض على را در دل نگير زيرا كه وى از من است و من هم از وى ، مردم از ريشههاى مختلفى آفريده شدهاند ليكن من و على از يك اصل و ريشه هستيم .
( 3 ) 3 - پيغمبر در زندگانى خود مكرر ميفرمود : على با حق است و حق هم با وى مىباشد ، وى بهر سو كه ميل كند حق هم دنبال او ميرود و از وى جدا نميگردد .
( 4 ) 4 - در حديث مشهور « طير مشوى » آمده است كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله فرمود : خداوندا بهترين دوستانت را نزد من حاضر كن تا با من در خوردن اين غذا شركت كند ، در اين هنگام كه پيغمبر منتظر شخص موصوف بود ناگهان امير المؤمنين وارد شدند
إعلام الورى بأعلام الهدي ( زندگانى چهارده معصوم ع ) ( فارسي ) — صفحة 234
مساهمون: الشيخ الطبرسي
ص٢٣٤