پس حضرت پيغمبر ص اشارت كرد كه بنشين . باز حضرت ص آن سخن را اعاده كرد بر قوم و قوم سكوت اختيار كردند و هيچ جواب نگفتند و حضرت امير المؤمنين ع برخاست و آنچه اول گفته بود باز گفت ، حضرت ص اشارت كرد كه بنشين . بار سيوم حضرت آن سخن را اعاده كرد و قوم جواب نگفتند حضرت امير المؤمنين ع برخاست و همان جواب كه گفته بود بار سيوم گفت . پس حضرت ص فرمود كه بنشين كه تو برادر و وصى و وزير و وارث و خليفهء منى بعد از من آنگه قوم برخاستند و رفتند . سى و يكم از دلايل و فضايل آن حضرت حديث مواخاتست و حديث مواخات آنست كه روايت كردهاند موافق و مخالف كه حضرت رسالت پناه ص مواخات فرمود ميان مهاجر و انصار و آن حضرت ص با حضرت امير المؤمنين ع اخوت گرفت و اين قصه مشهورست . سى و دوم از فضايل آن حضرت حديث خيبر ست . روايت كردهاند كه در ايام محاصرهء خيبر به جهت رمدى كه عارض شده بود آن حضرت را از محاربه ممنوع گشت . حضرت رسالت پناه يك روز رايت را به ابو بكر بن ابى قحافه داد في الحال منهزم گشت . روز ديگر به عمر خطاب داد او نيز گريخت پس حضرت رسالت پناه فرمود : لا عطين الراية غدا رجلا يحب اللّه و رسوله و يحبه اللّه و رسوله كرارا غير فرار . يعنى بدرستى كه خواهم داد رايت را فردا به مردى كه خدا و رسول خدا را دوست دارد و خدا و رسول خدا او را دوست دارند ، حمله برنده باشد در جنگ و گريزنده نباشد . چون فردا شد حضرت امير المؤمنين ع را بخواند و رايت بوى داد آن حضرت قلعه را فتح كرد و قصه مشهورست . سى و سيوم از فضايل و دلايل آن حضرت حديث طايرست . روايت كردهاند موافق و منافق كه روزى مرغ بريانى [ 20 آ ] از براى حضرت رسالت پناه ص آوردند
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 48
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٤٨
هامش
( 1 ) سپه : سيم ( رسم الخط )
( 2 ) آستانه : آن حضرت از محاربه ممنوع گشته
( 3 ) آستانه : از دلايل ( فقط )
( 4 ) سپه ( روزى ) را ندارد .