تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب الأصنام ( تنكيس الأصنام ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١

منهب :

بتى بود كه در ايام جاهليت مورد پرستش واقع مىشد . جاحظ در كتاب التربيع و التدوير آن را ياد كرده است . ( التربيع و التدوير ، 104 )

نصب ( النصب ) :

هر آنچه را جز خداى تعالى پرستش مىشد « نصب » مىناميدند ، و جمع آن نصائب ، و أنصاب است . و در عصر جاهلى أنصاب مورد پرستش واقع مىشد . أنصاب سنگهايى بودند كه گرداگرد كعبه نصب مىكردند ، و بر آن سنت تهليل بجاى مىآوردند ، و به نام او ، نه به نام خداى تعالى ذبح مىكردند . قتيبى گويد : « نصب بت يا سنگى بود كه اعراب عهد جاهليت آن را نصب مىكردند ، و پيشاپيش آن قرباني مىكردند : پس با خون قرباني قرمز رنگ مىشد . و ناظر به آن است گفتار ابو ذر راجع به چگونگى إسلام آوردنش . « ابو ذر گفت : برون آمدم ، در حالي كه غشوه بر من عارض شد ، آنگاه بلند شدم در حالي كه گويى نصبى بودم قرمز رنگ . ( مراد ابو ذر اين است كه كفار آن قدر او را زدند كه سرا پا خونين شد ، و به صورت نصبى كه با خون قربانيها قرمز مىشود ، در آمد ) . » ( تلخيص از تاج العروس )

هبا ( الهبا ) :

بتى بود از آن قوم عاد . ( مروج الذهب ، 3 / 295 )

ذات الودع :

در نسخه‌هاى قاموس چنين است ، اما حق آنست كه با سكون دال ( ذات الودع ) خوانده شود . ذات الودع بتانى ، و بنابر قول بعضى بتى مخصوص بود ، و بعضى گفته‌اند كشتى نوح را « ذات الودع » مىگفتند ، و شعر عدى پسر زيد عبادي بر اين
كتاب الأصنام ( تنكيس الأصنام ) — صفحة 171 | ابن الكلبي / احمد زكى باشا