و حيث ينيخ الأشعرون ركابهم * بمفضى السبيول من إساف و نائل [ 37 ]
( گفت : وصائل ، همان بردهاى يماني است ) .
و خطاب به « إساف » است كه « بشر » پسر « ابى خازم » [ اسدى ] گويد :
عليه الطير ما يدنون منه * مقامات العوارك من إساف [ 38 ]
و عرب نام مىنهادند ، به نامهايى ، و لفظ « عبد » را به آن نسبت مىدادند كه نمىدانم آن نامها از آن « أصنام » بوده است يا نه ؟ ( از آن جمله است : ) « عبد ياليل » ، و « عبد غنم » ، و « عبد كلال » ، و « عبد رضى » .
برخى از راويان گفتهاند كه « رضى » خانهاى بود از آن « بنى ربيعه » پسر « كعب » پسر « سعد » پسر « زيد منات » كه « مستوغر » آن را ويران كرد ( « مستوغر » همان « عمرو » پسر « ربيعه » پسر « كعب » - پسر « سعد » ، پسر « زيد منات » پسر « تميم » است ) و او را « مستوغر » گفتند ، زيرا گفته بود :
بنش الماء في الربلات منها * نشيش الرضف في اللبن الوغير [ 39 ]
هامش
[ 37 ] ترجمهء اين دو بيت بر اين تقريب است :
« خويش و تبارم را نزد خانهء ( كعبه ) حاضر ساختم ، و از جامههاى كعبه روپوش رنگين يماني را بدست گرفتم .
« و در آنجا كه يمانيان شترانشان را مىخوابانند ، در ريزشگاه رودبارها نزديك إساف و نائله . »
[ 38 ] ترجمهء اين بيت چنين است :
« مرغان ( بر كنار كشتهء ) او نشستهاند ، و چون زنان حائض كه ( به پاس احترام ) از إساف كنار مىايستادند ، مرغان نيز به او نزديك نمىشوند . »
[ 39 ] ترجمهء اين بيت بر اين تقريب است :