در اين سال عبدالحليم ، ناظر عمارت ، حج بهجاى آورد ولى در مِنا مرگش دررسيد و به سال 1266 ه . در آنجا ديده بر جهان فروبست . مرگ او سبب ركود كارها شد ، از آن پس هيأتى از مهندسان ، كارِ نظارت را بر عهده گرفتند .
نخستينِ آنها مهندس محمد رائفپاشا بود كه مجبور شد دروازهاى در باروى شمالى مدينه باز كند . آن را « بابالمجيدى » ناميد . « 1 »
در تمام مدتى كه مسجد شريف نبوى در دست تعمير و بنا بود ، در هيچ زمان مراسم عبادت تعطيل نشد . مهندس مذكور كه مىخواست در همه انحاء و اطراف مسجد به كار بنا و تعمير پردازد ، مجبور شد هر بخشى را كه خراب مىكند بسازد سپس به خراب كردن بخش ديگر پردازد . « 2 »
برزنجى وضع مسجد شريف نبوى را ، پيش از عمارت مجيدى ، چنين وصف كرده كه : مسجد شريف نبوى بيشترش سقفهايى بود بر پايههاى چوب و طاقهايى از آجر و ستونهايى از سنگ سياهِ تراشيده .
در آغاز بنا از سلطان عبدالمجيد ، موافقت گرفتند كه براى تعليم اطفال مكتبهايى بنا كنند در دو طبقه و مخازنى براى روغن در بيرون ديوار شمالى مسجد . اين كار به پايان رسيد و ميان آنها درى باز شد كه بعدها به بابالمجيدى شهرت يافت .
سپس بناى سايبان شمالى تكميل گرديد و پس از آن به كار سايبان شرقى پرداخته شد . ديوارى كه از منارهء اصلى تا باب جبرئيل كشيده شده بود خراب شد و به قصد توسعه آن را 25 / 3 متر عقبتر بردند . در اين احوال محمد رائف معزول شد و بكيرپاشا جايش را بگرفت . او در يازدهم ماه شعبان سال 1269 ه . براى تكميل بنا به مدينهء منوره آمد . بناى طاقها و گنبدها را از منارهء
هامش
( 1 ) - نزهة الناظرين ، ص 31 - 28 با تصرّف .
( 2 ) - محمد هزاع الشهرى ، ص 62