قضاياى وضعيه آنهائى هستند كه مورد انكار فرد يا جمعى باشند و به همين جهت وضعيات ناميده شدهاند ، چه مورد تسليم جمع ديگرى بوده يا نبوده باشند و چه با حقيقت وفق دهند يا ندهند ، و گوينده آن را باور داشته يا نداشته باشد .
وضع شامل اين قضايا مىشود :
1 - وضعياتيكه جزء مبانى مسائل علمى هستند .
2 - احكامى كه بر خلاف اعتقاد استدلالكننده در قياس خلف براى اثبات مطلوب به كار ميروند .
3 - احكام وضعيهايكه در جدل به كار ميرود و مورد التزام ( مجيب ) و انكار ( سائل ) است « 1 »
4 - احكام وضعيهايكه كسى به زبان ميگويد و از آن به سختى دفاع مىكند در صورتى كه بدل اعتقاد ندارد ، مثل كسى كه منكر امر حسى يا مسلّم ديگرى مىباشد . مانند كسى كه منكر حركت يا منكر وجود محسوسات خارج مىباشد .
( 956 ) بطوريكه گفته شد ممكن است يك قضيه نسبت بيكى تسليمى و نسبت به ديگرى وضعى باشد همچنانكه گاهى يك قضيه در جدل مورد التزام مجيب و انكار سائل است ، بنابراين نسبت بين وضعيات و تسليميات عموم و خصوص منوجه است ، زيرا اوليات تسليمى هستند و
هامش
( 1 ) معنى اصطلاحى مجيب و سائل در جدل بيان خواهد شد