نمىشود و در حفظ احترام او هرگز كوتاهى روا نيست .
رفتار بنده نيز با خداى خود اين گونه بايد باشد ؛ بلكه بسى برتر و شريفتر ؛ زيرا بين پروردگار بزرگ - كه مالك همهى پادشاهان و بزرگان است و تمامى وسيلهها وابسته به قدرت لا يزال اوست - با حكم رانى كه از خاك و گل و آب بىارزشى آفريده شده و سرانجام كاخ فرمانروايىاش به ويرانى و زندگىاش به تباهى كشيده خواهد شد ، تفاوت بسيار است .
بنا بر آن چه گذشت ، بايد سفر انسان از فرمان بردارى خدا به دور نباشد ؛ بلكه در همهى سفرها قصدش اطاعت فرمان خدا و به دست آوردن رضاى او باشد و در همهى لحظههاى شب و روز ، خداوند را سرپرست و نگهبان خود بداند و نبايد سركشى كند و خدا را زمام دار خود نداند و از ادب در بارگاه پرشكوهش سر باز زند و زمام امور خود را به دست سرشت يا شهوات خود بسپارد و در مقام فرمان بردارى ، اطاعت از آنها را از اطاعت خدا برتر بداند كه اگر چنين باشد ، دنيا و آخرتش را به خطر افكنده و از پناه خدا به در آمده و خود و همهى چيزهايى را كه خدا به او عنايت فرموده ، به كوير سردرگمى و نابودى كشانده است .
هر گاه بشر آيينها و مقرّرات الهى و دعاها و فرمانهايى را كه از جانب خداى كريم و پيامبرش رسيده است با هوشيارى و دقّت بنگرد و عمل كند ، خواهد ديد كه هيچ مسافرتى را پيش نخواهد گرفت جز آن كه روزنهاى از پرستش خدا و كاميابى عقبى به رويش گشوده شود .
اين بود مطلبى كه به يارى خداى بزرگ آگاهى دادن به آن را لازم دانستيم .
پس هر كه بخواهد براى آخرت خود با احتياط گام بردارد ، بايد آن را بپذيرد و هر كه بخواهد بردهى خوى و نفس خود باشد ، پى آمد نيك و بدش دامن گير خودش خواهد شد .
آداب سفر در فرهنگ نيايش ( الأمان من أخطار الأسفار و الأزمان ) ( فارسى ) — صفحة 76
مساهمون: السيد ابن طاووس
ص٧٦