فصل 1 : تصميم و نيّت انسان براى سفر با اهداف گوناگونى كه دارد
عقل دور انديش و گفتارى كه از كانون وحى رسيده است و نيز مقتضاى فضل الهى ، آشكار ساختهاند كه هر كس به شرف تكليف مفتخر گرديده است ، هيچ يك از حركات و سكناتش از دايرهى علم خدا بيرون نيست و مانند اسير در كمند قدرت خداوند است و بايد تسليم ارادهى او باشد . او در استمرار وجود و حيات و سلامتى خويش مشمول نعمتهاى الهى است و وظيفه دارد حرمت مقدّس حضرت پروردگارش را حفظ و در برابر هيبت بزرگ او ادب را مراعات كند ؛ همان گونه كه وقتى انسان در پيشگاه زمام دارى كه سفرهى احسانش بر همگان گسترده است بار يافت ، دقّت مىكند تا آداب و رسوم و تعارفات و آيين معاشرت را آن گونه كه بايسته است ، مراعات كند و هنگامى كه نزد اوست ، تمام اراده و جنبشها و آرامشهاى خود را شديدا مراقبت مىكند و تمام توان خود را به كار مىبندد تا ادب و احترامات شايسته به مقام آن حاكم را بىكم و كاست انجام دهد و اگر بر خلاف ميلش كار ناشايستى از او سر زد ، عذر او پذيرفته