فصل :
دعاهايى كه پرداختهى انديشهى من است ، گاهى مثل دانههاى به رشته كشيده شده ، مرتّب و به هم پيوسته و با سجع و وزن مشخّص است . آن چه از برخى روايات بر مىآيد كه سجع و وزن در دعا و غير آن پسنديده نيست - اگر اين روايات درست باشد - شايد منظور آن گونه موزون بودن است كه با تكلّف هم راه باشد يا آن كه اين عمل براى غير خدا انجام گيرد و يا از آداب كتاب و سنّت به دور باشد ؛ زيرا ما در دعاهاى بسيارى كه از پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلم و امامان عليهم السّلام به ما رسيده است ، جملات هم آهنگ و موزونى را مشاهده كردهايم و در صحيفههاى مولاى ما ، حضرت زين العابدين - كه درود خدا بر او باد - بسيارى از آن چه گفتيم موجود است و در قرآن شريف نيز آثار كلمات هم آهنگ ، به گونهاى كه بيان كرديم ، فراوان است .
دعاهايى كه ما خود انشا كردهايم نيز چنان است كه در بيان آنها هيچ فكر و مشقّتى تحمّل نكردهايم ؛ بلكه خداوند المؤمنين - كه همه چيز از آن اوست و تنها پروردگار من است و زمام كارهايم به دست قدرت اوست - به من افاضه فرموده و بر زبانم جارى ساخته است ؛ هم چنان كه حضرت يوسف عليه السّلام فرمود :
( اين دانش را خداى به من آموخته است . ) « 1 » اكنون بخشها و فصلهاى كتاب و عناوين محتويات آنها را - كه از مطالب عقلى و نقلى تركيب يافته است - و همچنين شمارهى آنها را به طور كامل مىآوريم تا خوانندهى كتاب جاى مطلب مورد نظر خود را بداند و به آسانى و سرعت ، آن را به دست آورد .
ذكر تفصيل آن چه از ابواب و فصول مجملا بيان كرديم :
هامش
( 1 ) يوسف ( 12 ) : 38 :ذلِكُما مِمَّا عَلَّمَنِي رَبِّي.