حال ، در خروج از كتم عدم به عرصهى وجود به او پناهنده شدند و او پناهشان داد و در رها شدن از چنگال حجابها از او يارى خواستند و او آنان را رها ساخت و انوارشان را بدانها بخشيد .
ارواح - كه خود را برومند و والامقام ديدند - در بيرون آمدن از خمول و گم نامى از او يارى خواستند ؛ اجابت فرمود و پايگاه و مقام و منزلتشان را بر بلندترين نقطهى بام هستى قرار داد و جهت سير و سفر خود خواستار وسايل سوارى شدند ؛ قادر متعال بر ايشان گوهرهاى جسمها را پديد آورد و آنها را كه پراكنده بودند به هم پيوست .
دانستند كمال خوشبختى جسمهاشان در آن است كه به نيروى عقل نايل شوند و او با آموختن اسرار خود به آنها يارى كرد . از پيچ و خم حوادث ناگوار سفر ترسيدند و او براى آنان راه و رسم سلامت ماندن از خطرات شب و روز را ترسيم فرمود . به آنها قدرت داد تا سوار بر بدنهاى خود به سوى كاميابى و خوشبختى دنيا و آخرت ره سپار شوند . آن گاه به قدرت و يارى خداوند ، راه برون آمدن از پشت پدران و رحم مادران را در پيش گرفتند و در شگفتىهاى دورانهاى پياپى به گردش پرداختند و در راز پيچاپيچ كن فيكون « 1 » عجايبى از قدرت خداوند را مشاهده كردند كه در سلوك خود به آنها انس گرفتند و واگذاشتن آن را مرگ و پيمودن آن را وحشتزا يافتند .
گواهى مىدهم كه هيچ معبودى جز او نيست ؛ شهادتى كه روان مرا از هلاك شدن ايمن دارد و به سعادت بعد از مرگ نويدم دهد .
گواهى مىدهم كه نيايم ، حضرت محمّد - كه درود خدا بر او و خاندانش باد ! - بزرگ انسانى است كه پردههاى جهل را از مقابل روح بشر كنار زد و خورشيد مكارم و فضايل بشر را - كه در پس ابرهاى تيره و مرگ بار هوى و هوس به خاموشى گراييده و افول كرده بود - بار ديگر نور افشان كرد .
هامش
( 1 ) يس ( 36 ) : 83 :إِنَّما أَمْرُهُ - إِذا أَرادَ شَيْئاً - أَنْ يَقُولَ لَهُ : كُنْ ، فَيَكُونُ.