گواهى مىدهم جانشينان او - كه به بلندترين مراتب عظمت رسيدهاند - لازم است كه چنين باشند : دليرانى كه در راه دفاع از حريم حق ، هرگز از سختىها نهراسند و از دست برد متجاوزان به حقوق و مواضعشان خوار و زبون نگردند ؛ هدايا و بخششها روحيهى جوان مردى و حقجويى آنان را زايل نگرداند ؛ زمان ولادتشان در اوقات نيكى باشد كه هر كس در آن ، به سراغ مطلوب و مراد خويش برود ، بر آن دست يابد ؛ كسانى كه راههاى خوشبختى و هم گامى با پيامبران را بدون تحمّل رنج و سختى ، در پشت پدران آموخته باشند و از كورى به سبب پرستش بتهاى سنگى و چوبى ، در امان مانده باشند .
من بشر را - از آن هنگام كه از پشت پدران و نياكان و رحم مادران ، كه نگهدار سپردههايند ، از كتم عدم به عرصهى وجود پا مىنهد - مسافرى يافتم كه خداوند او را از بلاهايى كه دامن گير امّتهاى پيشين گرديده است ، حفظ و با كرم و نعمت با او رفتار كرده است ؛ تا آن جا كه با بندگى و كرنش در برابر خداوند و به واسطهى مقامات بلند دينى و دنيايى كه به وى رسيده است ، تمام جنبشها و آرامشها و همهى سفرها و انتخابهايش را به حسب ارادهى الهى گرداند .
چنين دريافتم كه خداوند هزاران سال و ماه بشر را هم راه با كاروان زمان در سفرى كه هيچ وحشتى در آن پيش نيايد و بر مركبهايى كه وى را از نيرنگ تبهكاران ايمن سازد ، به حركت در آورد و آنگاه او را در سفرهايى كه به سراى جاويد منتهى مىگردد به اختيار خود واگذاشت و براى خردمندان از مواعظ و پندهاى هدايت بخش « 1 » راه بران و جلو دارانى بگماشت و چون مىدانست كه اگر بشر به نيروى خود و قدرت انتخاب ضعيفش تكيه كند ، به خطاها و لغزشهاى پياپى دچار خواهد گشت ، به زبان پيامبران و جانشينانشان ، دعاها و صدقاتى - كه هم چون پناهگاههاى محكماند - فرستاد تا در مواقع ترسناك اين راهها مايهى آسودگى و حفاظت او گردد .
هامش
( 1 ) در متن اصلى آمده است : « المواعظ الهاوية » كه ظاهرا اشتباه چاپى است .