فصل 2 : دعاهايى كه براى زمان نشستن در كشتى و نيز اثناى سفر با آن انشا كردهايم
مسافر بگويد :
اللّهمّ إنّك قلت :
هُوَ الَّذِي يُسَيِّرُكُمْ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ
« 1 » و حيث كنت - يا أرحم الرّاحمين و أكرم الأكرمين - المتولّي لتسييرنا فكن اللّهمّ المتولّي لحسن تدبيرنا و كمال سرورنا و دفع محذورنا و الرّحمة لنا و العناية بنا في جميع أمورنا ، و مدّنا في تسييرك في البحر في السّرّ و الجهر بالنّصر و جبر الكسر و شدّ الأزر و صلاح الأمر و البرّ و اليسر ؛ برحمتك يا أرحم الرّاحمين .
پروردگارا ، خود فرمودهاى : ( اوست كه شما را در خشكى و دريا مىبرد ) و چون تو ، اى مهربانترين مهربانان و گرامىترين بزرگان ، سرپرست به راه افتادن ما بودهاى ، پس مراقب نيكانديشى و كمال شادى و دفع موانع ما باش و با ما مهربان باش و در همهى كارها به ما عنايت فرما و در بردنت ما را در دريا ، در پنهان و آشكار ، به جبران شكستها و همّت و الا و صواب ديد كارها و نيكى و آسانى يارى فرماى ؛ به حقّ رحمتت ، اى مهربانترين مهربانان .
در كتاب « أخبار الأخيار عند ركوب البحار » چنين ديدم : عدّهاى مسافر كشتى بودند . چنان باد تندى وزيدن گرفت كه زندگىشان را به فنا تهديد كرد و از نجات خود ناتوان شدند . از شخصى كه هم سفرشان بود و به دين دارى و قوّت
هامش
( 1 ) يونس عليه السّلام ( 10 ) : 23