فصل 3 : مواردى كه مسافر به آنها فال بد مىزند و احساس خطر مىكند و آن چه بدىها را دفع مىكند
شيخ صدوق در من لا يحضره الفقيه به سند خود - كه به مولامان ، ابو تعالى موسى بن جعفر عليهما السّلام مىرسد - روايت كرده است كه آن حضرت فرمود :
« پنج چيز براى مسافر در راه بدشگون است : [ ديدن ] كلاغى كه در سمت راست مسافر بانگ كند و دم خود را علم كرده باشد و گرگى كه بر دم خود نشسته باشد و بر روى او زوزه كشد و سه مرتبه بلند گردد و پست شود و آهويى كه از جانب راست او بيايد و به سمت چپ او برود و جغدى كه فرياد كند و زن پير سپيد مويى كه رو به روى او بيايد يا شرمگاه خود را به او بنمايد و الاغ مادهاى كه گوشش بريده باشد .
هر گاه شخصى در دلش ترسى از آن چه ذكر شد ، پيدا شود بگويد :
اعتصمت بك - يا ربّ - من شرّ ما أحذر في نفسي فاعصمني من ذلك .
پروردگارا ، پناه مىبرم به تو از شرّ آن چه در دلم از آن مىترسم ؛ پس مرا از آن حفظ فرما .
پس خداوند او را از آن محفوظ مىدارد . » « 1 » در كتاب محاسن ، إن شاء اللَّه هم افزوده شده است .
در هر دو روايتى كه از فقيه و محاسن نقل شده ، عدد پنج گفته شده و حال آن كه شش چيز است . شايد اشتباه از نويسنده يا راويان حديث باشد .
هامش
( 1 ) فقيه 2 : 175 ؛ روضة المتّقين 4 : 199 ؛ محاسن : 348 ؛ روضهى كافى : 314 ؛ خصال :
301 .