فصل 2 : گذشتن از پلها و امور مربوط به آن
بدان كه انسان بر حال و موقعيت خود آگاهى دارد و جانش از آن خدا و وديعهاى است كه آفريدگار در اختيار بنده نهاده و بر او لازم است كه اين امانت را براى مالكش حفظ كند و از حوادث كوچك و بزرگ دور بدارد . بنا بر اين وقتى به پل باريك يا عريض ترسناكى رسيد ، اگر سواره است ، بايد پياده شود تا به سلامت خود اطمينان و دل گرمى پيدا كند و به خاطر بهانههاى واهى ، هم چون تنبلى و خودنمايى ، از پياده شدن سر باز نزند ؛ بهانههايى مثل اين كه مبادا او را ببينند كه پياده شده يا بگويند او خوار يا ناتوان يا ترسوست ! بىشك براى عاقل كامل ، احتياط براى سلامت ماندن ، شايستهتر است از به مقابل خطر رفتن - كه منجر به نقص عضو مىشود - و كوتاهى در حفظ جان كه امانت مولاى اوست و روز قيامت از او باز خواست خواهد شد .
ذكرهايى كه مسافر مىگويد : روايت شده است كه بر روى هر پلى شيطانى است كه انسان را به بازى مىگيرد . پس عابر از روى پل بگويد :
« بسم اللَّه ، اللّهمّ ادحر عنّي الشّيطان . »
« به نام خدا ؛ پروردگارا ، شيطان را از من دور گردان . » « 1 » اين جملهى كوتاه ، متن دعايى است كه در روايت آمده است و اگر كسى مايل بود كه دعايى بيشتر از اين بخواند ، بگويد :
هامش
( 1 ) مكارم الأخلاق : 261 .