در مسافرتهايش ، بنا بر مصلحت و راحتجويىها « 1 » و رفاهش حالت ويژهاى دارد . آن چه در برداشتن وسايل و ابزار و گزيدن هم سفران در جادّهها حائز اهمّيّت است ، آن است كه مقصود مسافر از حمل اين وسايل ، فرمان بردارى از فرمان رواى دقيق و شمارهگر ( خداوند ) و عمل به آيينها و مقرّرات دينى باشد و نيز نگهدارى نفس براى اطاعت از مولايش كه آن را در دنيا و آخرت از براى او آفريده است .
هشدار مىدهم كه مبادا وقتى اسلحه و سپاه براى مسافر مهيّا شد ، چنان به آن دل ببندد كه توكّل بر خدايى را كه دنيا و آخرت در قبضهى قدرت اوست ، واگذارد و مشمول اين آيهى شريفه گردد : ( و در نبرد حنين - كه فريفتهى زيادى ارتش اسلام شديد - ديديد آن سپاه زياد اصلا به كار شما نيامد و زمين با اين فراخى بر شما تنگ شد تا آن كه به دشمن پشت نموديد ) « 2 » ! آدمى نبايد چنان بر وسايل تكيه نمايد و دل بستگى پيدا كند كه آفرينندهى آن و خدايى كه آنها را در اختيار وى قرار داده و آن كه مىتواند او را از بسيارى از اين ابزارها بىنياز گرداند ، در دلش جايى نداشته باشد ؛ بلكه بايد دل را به خدا پيوند زند و آن چنان به او مشغول گردد كه اصلا به ياد ابزار نيفتد و مصداق اين آيه گردد كه خداوند فرمود :
( و هر كه بر خدا توكّل نمايد ، او را كفايت خواهد كرد كه خداوند امرش را به انجام رساند ) « 3 » و در نتيجه خداوند قلبش را نيرومند و همّتش را و الا و يارىاش را بر او كامل گرداند .
هامش
( 1 ) ترجمهى مسارّ .
( 2 ) توبه ( 9 ) : 25 :وَ يَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْكُمْ شَيْئاً وَ ضاقَتْ عَلَيْكُمُ الْأَرْضُ بِما رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّيْتُمْ مُدْبِرِينَ.
( 3 ) طلاق ( 65 ) : 4 :وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ ؛ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ.