تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آداب سفر در فرهنگ نيايش ( الأمان من أخطار الأسفار و الأزمان ) ( فارسى ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
أَيَّمَا الْأَجَلَيْنِ قَضَيْتُ فَلا عُدْوانَ عَلَيَّ وَ اللَّهُ عَلى ما نَقُولُ وَكِيلٌ
. « 1 » از جمله مطالب ناتمام آن بود كه در فصل فوايد تربت شريف امام حسين عليه السّلام گفتيم : در بستر دعايى را بخواند كه مولاى ما امير الحسن عليه السّلام در شب هجرت پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلم از مكّه به مدينه - وقتى در بستر ايشان آرميده بود - خواند و دعا را نقل نكرديم . اكنون بر طبق روايتى كه به ما رسيده است ، متن دعا را مىآوريم : « أمسيت اللّهمّ معتصما بذمامك و جوارك المنيع الّذي لا يطاول و لا يحاول من شرّ كلّ طارق و غاشم من سائر من خلقت و ما خلقت من خلقك ، الصّامت و النّاطق ، في جنّة من كلّ مخوف به لباس سابغة حصينة و هي ولاء أهل بيت نبيّك محتجزا من كلّ قاصد لي إلى أذيّة بجدار حصين الإخلاص في الاعتراف بحقّهم و التّمسّك بحبلهم موقنا بأنّ الحقّ لهم و معهم و منهم و فيهم و بهم أوالي من والوا و أعادي من عادوا و أجانب من جانبوا فأعذني اللّهمّ بهم من شرّ كلّ ما أتّقيه ؛ إنّا
جَعَلْنا مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَيْناهُمْ فَهُمْ لا يُبْصِرُونَ
« 2 » . » « خدايا ، شب را در حالى آغاز نموده‌ام كه به رشته‌ى پيمان استوار تو چنگ زده‌ام و به پناهگاه خلل ناپذيرت - كه دست تجاوز بدان نرسد و راه نفوذ به آن بسته است - پناه آورده‌ام تا از گزند هر حادثه و بيدادگرى ، از تمامى آفريدگانت ، از آدميان و غير آنان ، چه آن‌ها كه خموش‌اند و چه آن‌ها كه گويا هستند ، محفوظ بمانم و به واسطه‌ى تن پوش پر بركت و ايمنى بخشى كه همانا دوستى خاندان پيامبر تو صلوات اللَّه عليهم أجمعين است ، از هر امر ترسناكى در امان باشم ؛ چنان كه از هر آن كس كه قصد آزارم كند ، به ديوار امن اخلاص پناهنده شوم ؛ اخلاص در اعتراف به حقّ
هامش
( 1 ) قصص ( 28 ) : 23 - 29 . ( 2 ) يس ( 36 ) : 10 .