همچنين فرمود :
« [ عصا برداشتن ] فقر را مىزدايد و [ سبب مىشود ] شيطان به او نزديك نگردد . » « 1 » نيز مىفرمود :
« هر كس مىخواهد راهش زود طى گردد - چنان كه گويى زمين برايش در هم نورديده مىشود - عصاى چوب بادام تلخ با خود به هم راه برد . » « 2 » همچنين غير از احاديث كتاب شيخ صدوق ، روايتى به ما رسيده است كه امير الحسن عليه السّلام فرمود :
« حضرت آدم عليه السّلام به بيمارى سختى مبتلا گرديد . به سبب آن اندوهگين و وحشت زده شد . حال خود را با جبرئيل عليه السّلام در ميان گذاشت .
جبرئيل به او گفت : قطعه چوبى از درخت بادام تلخ جدا كن و به سينهات بچسبان . حضرت آدم اين كار را انجام داد . [ به اين خاطر ] خداوند دلهره را از او دور ساخت . » « 3 » نيز از ائمّه عليهم السّلام روايت شده است كه فرمودند : « هر گاه يكى از شما خواست مسافرت نمايد ، عصايى از چوب درخت بادام تلخ هم راه خود بردارد و اين حروف را بر ورقى بنويسد :
؟ ؟ ؟ « 4 » [ سپس عصا را سوراخ كند و نوشته را در آن بگذارد . ]
هامش
( 1 ) فقيه 2 : 176 ؛ ثواب الأعمال : 222 .
( 2 ) مكارم الأخلاق : 258 .
( 3 ) ثواب الأعمال : 222 ؛ مصباح الزّائر : 10 .
( 4 ) مصباح الزّائر : 10 ؛ بحار 76 : 230 ؛ با اندكى تغيير .