ب - در جنگ سرنوشت ساز « يرموك » عكرمة بن ابى جهل ، سهيل بن عمرو و حارث بن هشام به شهادت رسيدند . در واپسين لحظههاى زندگى برايشان آب آوردند و هر سه از نوشيدنش خوددارى ورزيدند . هرگاه به يكى از آنها داده مىشد مىگفت : « فلانى را سيراب كن . » چون عكرمه آب خواست و ديد كه سهيل به او مىنگرد ، گفت : آب را به سهيل بدهيد . سهيل ديد كه حارث به وى مىنگرد ، گفت : آب را به حارث بدهيد ؛ و سرانجام همهء آنها با لب تشنه شهيد شدند .
ج - خالد بن وليد فرماندهء كل مسلمانان در سرزمين شام بود . او كسى بود كه دروازههاى فلسطين ، اردن ، سوريه و لبنان را به روى مسلمانان گشود . همين فرمانده زمانى كه در اوج پيروزىهايش به وسيلهء عمر عزل شد ، نه تنها برنياشفت ، بلكه اين سخن مشهور را بر زبانش جارى ساخت : « من نه به خاطر عمر ، بلكه براى اعتلاى كلمة الله مىجنگم » . *
د - خنساء شاعرهء مشهور در جنگ سرنوشت ساز قادسيه همراه چهار پسرش حضور يافت و آنان را به جنگ تشويق مىكرد . آنان در جنگ شركت كردند و يكى پس از ديگرى كشته شدند . هنگامى كه از شهادت آنان آگاه شد گفت : « سپاس خدايى را كه با قتل آنان مرا شرافت داد و اميدوارم خداوند در سراى رحمت خود مرا با آنان محشور سازد . »
خنساء بر شهادت چهار فرزند خود در زير پرچم اسلام ، بىتابى نكرد ، در حالى كه بر مرگ برادرش صخر بن عمرو سلمى زير لواى جاهليت بسيار بىتاب بود و به شدت بر او گريست و سيل اشكش جارى بود و هنوز هم اشعار او دربارهء صخر ، ضرب المثل عواطف سوزناك و سوگوارىهاى صادقانه است .
هامش
* - نويسنده براى اين جملهء منقول از خالد بن وليد مأخذى ارائه نداده است . ولى از نوشتههاى مورخانى مانند ابن اثير چنين بر مىآيد كه دليل بركنارى خالد از سوى عمر ، استفادهء او از شراب به عنوان مادهء تنظيف و اسرافكارى بوده است كه چنين رفتارى با گفتار نقل شده از وى مغايرت دارد . ر . ك . ابن اثير ، كامل ، ج 2 ، ص 535 - 536 .