امن الهى مباح ساختند ، قبايل را عليه پيامبر ( ص ) و دعوت او برانگيختند و با مسلمانان و هركس كه به آنان گرايش داشت قطع رابطه كردند . نه به آنها چيزى مىفروختند و نه از آنها چيزى مىخريدند ، نه به آنان زن مىدادند و نه زن مىگرفتند .
اما رسول خدا ( ص ) چون كوه استقامت ورزيدند ، نرمى و ترديدى از خود نشان ندادند ، از هيچ كس جز خداوند نهراسيدند و تكذيب و شكنجه و آزار و گرسنگى و محروميت را تحمل كردند و بر تحقّق كامل اهداف خويش به سختى پاى فشردند .
آن حضرت ميان اجتماعات حاجيان مىرفت و در برابر ديدگان گردنكشان قريش و هم پيمانانشان ، از آنان يارى مىطلبيد . *
يكى از تلاشهاى قهرمانانهء آن حضرت ، در پرتو پيمان عقبهء اول ، قرين موفقيت گرديد و به دنبال آن بيعت عقبهء دوّم بسته شد . اولين بيعت ، نخستين پيروزى نظامى را براى حضرت در خارج از مكه به دنبال داشت و دومين بيعت ، پيروزى ديگرى براى ايشان به ارمغان آورد و همهء اينها باعث گسترش و انتشار اسلام در مدينهء منوره گرديد .
در اين شهر براى حضرتش سربازانى پيدا شدند كه در دوران سختى تكيه گاهش بودند .
زندگانى مبارك آن حضرت در مكه مكرمه وقف جهاد در راه توحيد بود . پيامبر گرامى ( ص ) به مسلمانان مكه و اطراف فرمان داد تا براى پيوستن به برادرانشان در مدينه به آنجا هجرت كنند . به دنبال آن مسلمانان با ترك اموال و خويشاوندان خود راه مدينه را در پيش گرفتند . بنابراين هجرت رسول خدا ( ص ) به مدينهء منوره ، به معنى گردهمايى فرمانده و سربازانش در پايگاه امن خود بود .
در سراى هجرت ، رسول خدا ( ص ) از تمركز نيروهايش بهرهبردارى كرد . مسجد يا به تعبيرى نخستين سرباز خانهء اسلام را بنا كرد ؛ ميان مهاجران و انصار پيمان برادرى بست تا
هامش
* - اين تعبير چندان درست نيست و همانطور كه از منابع تاريخى نيز استفاده مىشود ، پيامبر خدا ( ص ) در برابر چشمان حيرتزدهء قريش حاجيان را به اسلام دعوت مىفرمود . اگر هم از كسى يارى طلبيده باشد ، براى ادامهء تبليغ دين بوده است . به نوشتهء يعقوبى پيامبر ( ص ) به قبايلى كه به مكه مىآمدند مىفرمود ، من شما را اجبار نمىكنم . من فقط از شما مىخواهم كه از كشتن من جلوگيرى كنيد ، تا پيامهاى خداوند را به شما ابلاغ كنم . تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 36 .