تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرسول القائد (شيوه فرماندهى پيامبر ص) (فارسى) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
اشغال خود در آوردند و در كمين سپاه اسلامى نشستند .

پيكار :

هجوم مشركان : سپاه اسلامى بامدادان وارد درهء حنين گشت . حنين دره‌اى بود ژرف و شيب‌دار . سواران هر چه پيشتر مىرفتند بيشتر فرو مىرفتند ، چنان كه گويى در گرداب حركت مىكنند . پس از استقرار بيشتر نيروهاى اسلامى در درون درّه ، مشركان آنان را زير باران تير گرفتند . از آنجا كه هوا تاريك و مواضع مشركان مخفى بود ، مسلمانان منشأ و سمت تيراندازىها را نمىدانستند . از اين رو جلودار سپاه اسلامى ناچار به عقب نشينى شد و ديگر نيروها را نيز با خود برد ؛ و در نتيجه عقب نشينى به شكست منجر گرديد . ابو سفيان پس از ديدن شكست مسلمانان گفت : « فرار اينان تا دريا ادامه خواهد يافت » شمار ديگرى از تازه مسلمانان نيز همين گفته را تكرار كردند . حتى شيبة بن عثمان بن طلحه - كه پدرش در غزوهء احد كشته شده بود - تلاش كرد شايد بتواند در آغاز اين وضعيت دشوار پيامبر ( ص ) را به انتقام خون او ترور كند . پس از عقب نشينى مسلمانان ، مشركان به منظور تعقيب ، مواضع خود را ترك گفتند . در پيشاپيش هوازن مردى بر شترى سرخ موى حركت مىكرد . او نيزهء بلندى داشت كه پرچمى سياه بر آن نصب شده بود . به هر مسلمانى كه مىرسيد او را با نيزه مىزد . هوازن و ثقيف نيز پشت سر وى به راه افتاده بودند و نيزه مىزدند . بيم و هراس مسلمانان را برداشته بود ، راه‌ها پر از جمعيت بود و ستون‌هاى آنان از هم پاشيده و نظم قبايل به هم ريخته بود . شتران با سوارهايشان روى هم مىافتادند و اوضاع بسيار بغرنج شده بود . پاتك مسلمانان : رسول خدا ( ص ) همراه ده تن از مهاجران و خويشاوندانش - كه عباس عموى پيامبر ( ص ) نيز در ميانشان بود - در جاى خود استوار ماند . آن حضرت به فراريانى كه از كنارش مىگذشتند ندا مىداد : « اى مردم به كجا مىرويد ؟ كجا ؟ نزد من بياييد . من رسول خدا هستم . من محمد بن عبد الله هستم . » اما از آنجا كه آشفتگى سراسر ستون‌هاى سپاه اسلام را فراگرفته بود ، از هيچ كس پاسخى نشنيد .
الرسول القائد (شيوه فرماندهى پيامبر ص) (فارسى) — صفحة 310 | محمود شيت خطاب الموصلي / عبدالحسين بينش