سواره در پيشاپيش آنان حركت مىكرد . عمده قواى سپاه را ديگر قبايل تشكيل مىدادند و هر كدام پرچمى مخصوص به خود داشتند . گردان خضراء متشكل از مهاجران و انصار در يكان عقبدار اصلى سپاه قرار داشت كه رسول خدا ( ص ) نيز در ميان آنها بود .
سپاه اسلامى - يعنى همان سپاهى كه مسلمانان دربارهاش گفتند : « امروز از كمى شمار شكست نخواهيم خورد » بامدادان به درهء حنين رسيد .
مشركان : هوازن و ثقيف نيروهايشان را در درهء حنين تمركز دادند . اينان زنان و كودكان و اموالشان را نيز همراه داشتند . فرماندهشان ، مالك بن عوف ، بر اين باور بود كه وجود اموال و زنان و كودكان در سپاه موجب خواهد شد كه رزمندگان براى حفظ حرمت و ثروتشان تا پاى جان بايستند و فكر فرار را به خود راه ندهند .
دريد بن صمّه كه دلاورى با تجربه بود ، به مالك اعتراض كرد و گفت : « آيا شكست خورده را چيزى مانع خواهد گرديد ؟ اگر اوضاع به سود تو باشد ، جز شمشير و نيزهء مردان بهرهمند نخواهى بود و اگر به زيان تو باشد ، به رسوايى اسير شدن زن و فرزند و از دست رفتن مال گرفتار خواهى گشت . » مالك پاسخ داد : « به خدا چنين كارى نخواهم كرد ، تو پير شدهاى و عقلت فرتوت گشته است . سوگند به خدا ! اى جمعيت هوازن يا از من فرمانبردارى مىكنيد يا اينكه بر اين شمشير تكيه كرده و فشار مىدهم تا از پشتم بيرون بيايد . »
هوازن ناگزير نظر مالك را پذيرفتند . او جوانى بود سى ساله با ارادهاى قوى و عزمى بلند و شجاع ، اما انديشهاى بيمار و دلى بىباك كه از مشورت خوشش نمىآمد .
نقشهء مالك اين بود كه سپاه شرك بلندىها و كوههاى مشرف بر درهء حنين را اشغال كند ، تا هنگامى كه نيروهاى اسلامى از دره مىگذرند ، آنان را غافلگير كرده از هر سو زير باران تير بگيرند . ترتيب صفوفشان را به هم بريزند و روحيهء آنان را خرد كنند ؛ و پس از آنكه ستونهاى سپاه اسلامى از هم پاشيد ، بر آنان هجوم آورند و با وارد ساختن زيانهاى سنگين و خرد كردن روحيههايشان ، آنان را ناگزير به عقب نشينى سازند و شكست فضاحت بارى را بر مسلمانان تحميل كنند .
مشركان با چنين پندارى ، پيش از رسيدن مسلمانان ، بلندىها و تنگههاى دره را به
الرسول القائد (شيوه فرماندهى پيامبر ص) (فارسى) — صفحة 309
مساهمون: محمود شيت خطاب الموصلي
ص٣٠٩