رسول خدا ( ص ) با شنيدن سخن خسرو پرويز فرمود : « خداوند رشتهء سلطنت او را پاره كند ! »
بازان دو تن را همراه نامهاى نزد رسول خدا ( ص ) فرستاد . چون آن دو به مدينه رسيدند ، رسول خدا ( ص ) به آنها خبر داد كه خسرو به وسيلهء پسرش شيرويه ترور شده است . سپس ، از آن دو خواست كه فرستادهء وى نزد بازان باشند و او را به اسلام دعوت كنند . بازان اسلام آورد و يمن به صورت نقطهء اتكاى نيرومندى براى مسلمانان در جنوب شبه جزيرهء عربستان در آمد .
نامه به منذر بن ساوى ، حاكم بحرين
فرستاده پيامبر ( ص ) : علاء بن خضرمى متن نامهء پيامبر ( ص ) : نامهاى با همان مضمون نامهء خسرو پرويز .
پيامد : منذر اسلام آورد و آن را به قوم خود عرضه كرد . برخى اسلام آوردند و ديگران بر يهوديت يا مجوسيّت خود باقى ماندند ، و به پرداخت جزيه تن دادند .
نامه به حارث حميرى ، پادشاه يمن
فرستادهء پيامبر ( ص ) : مهاجر بن اميه مخزومى متن نامه : مثل نامه خسرو پرويز .
پيامد : حارث خشمناك گردند و پاسخ شديدى داد .
نامه به هوذة بن على حنفى ، پادشاه يمامه
فرستادهء پيامبر ( ص ) : سليط بن عمرو .
متن نامه : مثل نامهء خسرو پرويز .
پيامد : پادشاه يمامه ، آمادگى خود را براى پذيرش اسلام اعلام كرد ، اما به اين شرط كه به حكومت نصب گردد . رسول خدا ( ص ) به خاطر طمع ورزى او ، نفرينش كرد .
نامه به پادشاه عمان
فرستادهء پيامبر ( ص ) : عمرو بن عاص سلمى .
متن نامه : مثل نامهء خسرو پرويز .
پيامد : او غضبناك گرديد و پاسخى تند داد .