تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرسول القائد (شيوه فرماندهى پيامبر ص) (فارسى) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
رسول خدا ( ص ) با شنيدن سخن خسرو پرويز فرمود : « خداوند رشتهء سلطنت او را پاره كند ! » بازان دو تن را همراه نامه‌اى نزد رسول خدا ( ص ) فرستاد . چون آن دو به مدينه رسيدند ، رسول خدا ( ص ) به آنها خبر داد كه خسرو به وسيلهء پسرش شيرويه ترور شده است . سپس ، از آن دو خواست كه فرستادهء وى نزد بازان باشند و او را به اسلام دعوت كنند . بازان اسلام آورد و يمن به صورت نقطهء اتكاى نيرومندى براى مسلمانان در جنوب شبه جزيرهء عربستان در آمد .

نامه به منذر بن ساوى ، حاكم بحرين

فرستاده پيامبر ( ص ) : علاء بن خضرمى متن نامهء پيامبر ( ص ) : نامه‌اى با همان مضمون نامهء خسرو پرويز . پيامد : منذر اسلام آورد و آن را به قوم خود عرضه كرد . برخى اسلام آوردند و ديگران بر يهوديت يا مجوسيّت خود باقى ماندند ، و به پرداخت جزيه تن دادند .

نامه به حارث حميرى ، پادشاه يمن

فرستادهء پيامبر ( ص ) : مهاجر بن اميه مخزومى متن نامه : مثل نامه خسرو پرويز . پيامد : حارث خشمناك گردند و پاسخ شديدى داد .

نامه به هوذة بن على حنفى ، پادشاه يمامه

فرستادهء پيامبر ( ص ) : سليط بن عمرو . متن نامه : مثل نامهء خسرو پرويز . پيامد : پادشاه يمامه ، آمادگى خود را براى پذيرش اسلام اعلام كرد ، اما به اين شرط كه به حكومت نصب گردد . رسول خدا ( ص ) به خاطر طمع ورزى او ، نفرينش كرد .

نامه به پادشاه عمان

فرستادهء پيامبر ( ص ) : عمرو بن عاص سلمى . متن نامه : مثل نامهء خسرو پرويز . پيامد : او غضبناك گرديد و پاسخى تند داد .