تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرسول القائد (شيوه فرماندهى پيامبر ص) (فارسى) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠

پيوست « ك » نامه‌هاى رسول خدا ( ص ) به پادشاهان ، سران و اميران مسيحى

نامه به هرقل ، پادشاه روم

نام سفير پيامبر ( ص ) : وهبة بن خليفهء كلبى . متن نامه : بسم الله الرحمن الرحيم ، از محمد ، رسول خدا به هرقل بزرگ روميان . سلام بر پيرو هدايت . اما بعد ، بدان كه تو را به اسلام فرا مىخوانم . اسلام بياور تا در امان باشى ! و خداوند به تو پاداشى دو برابر عنايت كند ، اگر نپذيرى ، گناه كشاورزان [ رعيت ] نيز بر گردن توست . « اى اهل كتاب ! به سوى سخنى كه ميان ما و شما يكسان است فراآييد چيزى را جز خدا پرستش نكنيم ، كسى را با او شريك نگيريم و برخى از ما برخى ديگر را خداى خود نگيرد ، و اگر اعراض كردند بگوييد گواه باشيد كه ما بر دين اسلاميم » . پيامد : قيصر خشمگين و بر آشفته نشد ، بلكه دحيه را فراخواند و چنين وانمود كرد كه اسلام آورده است و پس از دادن دينارى چند ، وى را بازگردانيد . هنگامى كه دحيه خبر را به رسول خدا ( ص ) گزارش داد ، پيامبر ( ص ) فرمود : « دشمن خدا دروغ گفته است » ، و فرمان داد تا دينارها را ميان مسلمانان نيازمند تقسيم كنند .

نامه به حارث بن ابو شمّر غسّانى ، حاكم دمشق

نام سفير رسول خدا ( ص ) : شجاع بن وهب اسدى . متن نامه : بسم الله الرحمن الرحيم . از محمد ، فرستاده خدا به حارث بن ابى شمّر . درود بر آن كس كه پيروى هدايت كند ، به خدا ايمان بياورد و راستگو باشد . من تو را فرا مىخوانم كه به خداى يكتاى بى شريك ، ايمان بياورى تا حكومتت برقرار بماند . پيامد : حارث پس از خواندن نامه آن را بر زمين زد و گفت : « چه كسى حكومت را از من مىستاند ؟ » و آنگاه آمادهء كارزار با مسلمانان گرديد .

نامه به امير بصرى

نام فرستادهء پيامبر ( ص ) : حارث بن عمر اسدى متن نامه : عين همان متنى كه براى حكمران دمشق نوشته بود .