هنگام وى دست به زره رسول خدا ( ص ) برد كه پيامبر گفت : « رهايم كن » ! ؛ و از شدت خشم رنگ چهرهء آن حضرت سياه گشت .
عبد الله بر تقاضاى خود پاى فشرد و گفت : به خدا سوگند تو را وانمىنهم تا اينكه دربارهء هم پيمانهايم نيكى كنى ، هفتصد تن زرهدار و بىزره در همهء حوادث ناگوار از من دفاع كردهاند و تو مىخواهى يكروزه همه را درو كنى ، به خدا سوگند ! من مردى هستم كه از پيش آمدهاى بد مىترسم . »
آنگاه رسول خدا ( ص ) گفت : « اينان را به تو بخشيدم به اين شرط كه از مدينه بيرون بروند و در همسايگى ما نباشند . » به دنبال آن بنى قينقاع با بجاى نهادن سلاح و وسايل زرگرى خود ، مدينه را سوى « وادى القرا » « 1 » ترك گفتند . مدتى در آنجا درنگ كردند و سپس اموال خود را برداشته راه نواحى شمالى را در پيش گرفتند تا اينكه به « أذريعات » « 2 » در حدود شام رسيده و در آنجا اقامت گزيدند و اندكى بعد بيشترشان نابود شدند . به اين ترتيب ، مسلمانان از شر اين ستون پنجم كه در ميان آنها زندگى مىكرد و اخبار و اسرار آنها را كشف و به دشمنان مشرك آنان گزارش مىداد ، رهايى يافتند .
محاصرهء اقتصادى قريش ( ر . ك . پيوست - د )
غزوهء بنى سليم :
الف - نيروهاى طرفين :
- مسلمانان : يك گشتى رزمى به استعداد دويست سوار و پياده به فرماندهى پيامبر ( ص ) .
- مشركان : بنو سليم و غطفان
ب - هدف
در هم شكستن مقاومت قبايل سليم و غطفان در پايگاه اصلى آنان يعنى « قرقرة الكدر » « 3 » ، واقع در راه تجارى حياتى مكه - شام .
هامش
( 1 ) - جايى در جنوب خيبر ، ميان خيبر و مدينهء منوره .
( 2 ) - جايى است واقع در منطقهء شرقى اردن كنونى ، ميان اجنادين و شام .
( 3 ) - قرقره الكدر جايى است در ناحيهء معدن در نزديكى « ارحضيه » ، ميان آنجا تا مدينه هشت منزل راه است ؛ و آن آبى