مىكردند پايان دهند . مثل ابو عفك « 1 » يهودى ، كه از مسلمانان بدگويى و قبيلهاش را به جنگ با آنها تشويق مىكرد ؛ عصماء « 2 » ، دختر مروان كه اسلام را مسخره مىكرد و رسول خدا ( ص ) را مىآزرد و مردم را عليه او تحريك مىكرد ؛ كعب بن اشرف « 3 » كه هنگام شنيدن خبر كشته شدن سران مكه گفت : « اينان اشراف عرب و پادشاهان مردمند .
به خدا سوگند اگر محمد بر اين مردم پيروز شده باشد ، نهان شدن در دل خاك بهتر از زندگى بر روى زمين است . » او همان كسى است كه به مكه رفت و پس از يقين به صحت خبر ، مردم را عليه رسول خدا ( ص ) تحريك مىكرد ، شعر مىسرود و بر كشتگان دفن شده در چاه مىگريست . سپس هنگام بازگشت به مدينه با غزل سرايى از زنان مسلمان به زشتى ياد مىكرد .
اما چگونگى از ميان رفتن آن دسته از دشمنان اسلام كه به طور گروهى فعاليت مىكردند ، از اين پس خواهد آمد .
مشركان و يهوديان :
الف - مشركان در صدد بر آمدند ، به هر قيمتى شده از مسلمانان انتقام بگيرند و در اين راه از بذل مال و جان دريغ نورزند از اين رو خود را براى روز موعود آماده ساختند .
ب - بيشتر قبايل ساكن بر سر راه تجارى مكه - شام ، كه از كنار ساحل عبور مىكرد ، با مسلمانان هم پيمان گرديدند و در نتيجه مسلمانان بر اين راه مسلط شدند ، به طورى كه بدون اجازهء آنها كسى حق رفت و آمد در آن را نداشت .
با وجود اين ، آن دسته از قبايل عرب مسلط بر راه مكه - شام و آنهايى كه ميان مكه و مدينه ساكن بودند ، سرنوشت خود را از سوى مسلمانان در معرض تهديد مىديدند و از
هامش
( 1 ) - او در شوّال ، بيست ماه پس از هجرت رسول خدا ( ص ) به دست سالم بن عمير عموى كشته شد . ر . ك . طبقات ابن سعد ، ج 2 ، ص 28 .
( 2 ) - وى پنج روز مانده از رمضان ، نوزده ماه پس از هجرت رسول خدا ( ص ) به دست عمير بن عدىّ بن خرشهء خطمى كشته شد . پيامبر ( ص ) با شنيدن خبر كشته شدن وى گفت : « به خاطر او دو بز هم به يكديگر شاخ نمىزنند » . ر . ك . طبقات ابن سعد ، ج 2 ، ص 27 .
( 3 ) - محمد بن مسلمه و چند نفر از اوسيان مثل عبّاد بن بشر ، ابو نائله سلكان بن سلامه ، حارث بن اوس بن معاذ و ابو عيسى بن جير او را كشتند . ر . ك . طبقات ابن سعد ، ج 2 ، ص 32 .