تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آيين نبرد در عصر پيامبر ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 25

مساهمون:

ص٢٥
1 . رشد كامل و فراگير انسانيت . آن حضرت فرموده است : « همهء مردم از آدم‌اند و آدم از خاك است » . 2 . ترجيح دادن صلح و آرامش بر جنگ ، عفو و گذشت بر كيفر و چشم‌پوشى بر انتقام . از اين رو ، ديده مىشود كه همهء جنگهاى آن حضرت اهداف انسانى عالى را دنبال مىكرد و سرشار از برخوردهاى انسانى بود . به طورى كه هيچ‌گونه شباهتى با جنگهاى خونين امروزى كه در آنها خون بىگناهان پيش از گناهكاران ريخته مىشود ، نداشت . رسول خدا ( ص ) از قتل سالخوردگان ، زنان و كودكان خوددارى مىورزيد و از كشتن اسير و يا كسانى كه از جنگ بر كنار بوده و به دشمن كمك نكرده‌اند ، نهى مىفرمود . نيز از شكنجه مقتول يا مثله كردن او نهى مىفرمود و فرمان او مبتنى بر نيكى و احسان و مهربانى و بردبارى نسبت به مردم بود . رفتار رسول خدا ( ص ) در روز فتح مكه روشن‌ترين نمونهء رفتارهاى انسانى است . با آنكه بر دشمنان خود پيروز گشت و بر قتل يا گذشت از آنان قدرت داشت ، فرمود : « برويد شما آزاد شدگانيد » . در جنگ ذات الرِّقاع بر شخصى به نام غَورث بن حارث كه قصد كشتن حضرتش را داشت دست يافت ، ولى او را بخشيد و آزاد ساخت . پيامبر اكرم ( ص ) با اسيران مدارا مىكرد و نسبت به آنان رفتارى مهرآميز داشت . بسيارى از آنان را آزاد ساخت . به سپاهيانش سفارش مىكرد كه به آنها نيكى كنند و با شنيدن نالهء يك اسير دستور داد كه زنجير پايش را سست كنند . پيامبر خدا ( ص ) منادى صلح جهانى بود و كلمهء « سلام » را نقطهء آغاز برخورد ميان همهء انسان‌ها قرار داد . حضرتش اين مطلب را در غزوه حديبيه با فرستادن عثمان بن عفان به عنوان سفير صلح به سوى قريش به اثبات رساند و براى اثبات صلح‌دوستى خود ، با چندين هيئت اعزامى گفت‌وگو كرد و براى پرهيز از جنگ ، در واقعهء حديبيه شرايط ناعادلانه دشمن را پذيرفت . در جريان فتح مكه ، يكى از فرماندهانش را - كه موظف به ورود به مكه بود - به دليل اظهار سخنانى كه مسير مسالمت‌آميز فتح را مخدوش مىساخت ، بر كنار فرمود . « 1 »
هامش
( 1 ) . فرمانده ، سعد بن عباده ، از كداء وارد مكه شد و هنگام ورودش گفت : امروز ، روز انتقام است . يكى از مهاجران ( عمر بن خطاب ) سخنش را شنيد و به رسول خدا ( ص ) گزارش داد . رسول خدا دستور داد خود را به او رساند و پرچم را از او بگيرد و داخل شهر گردد . نك : واقدى : 2 / 822 ، ابن سعد : 2 / 98 ، سهيلى : 4 / 101 ، كلاعى : 1 / 139 .