تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آيين نبرد در عصر پيامبر ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
تقويت مىكرد ، مقاومت دشمن را از ميان مىبرد ، و اين باور را در او پديد مىآورد كه ياراى مقابله با چنان سپاهى را ندارد .

20 - 1 . هشدار و تهديد پيش از جنگ

فرمانده كل سپاه اسلام پس از اعلان جنگ ، پيكار با دشمن را به يكى از شيوه‌هاى زير آغاز مىكرد : 1 . مستقيم ؛ هنگامى كه در وضعيت جنگ دائمى با دشمن قرار داشت . پيامبر اين شيوه را با هدف پيشگيرانه به كار مىبست . 2 . تخييرى ؛ به اين معنا كه دشمن ميان جنگ و پذيرش اسلام مخير مىشد . در اين نوع جنگ براى رسيدن به مطلوب ، يك هشدار واسطه قرار مىگرفت ، و چنانچه بدان پاسخ مثبت داده نمىشد ، وقوع جنگ حتمى بود ، به همان سان كه در سريهء عبدالرحمن بن عوف و خالد بن وليد به سوى دومة الجندل و بنى حارث روى داد . 3 . اعلام پايان پيمان ؛ و اين در صورتى بود كه دشمن پيمانش را مىشكست . در اينجا نيز ضمن هشدار به دشمن موارد مكر و خيانتش به او گوشزد مىشد ، مثل جنگ با گروههاى چهارگانه يهود . رسول خدا ( ص ) سه نوع جنگ را به اجرا درآورد : يك نوع آن بدون هشدار قبلى بود ، مثل جنگهايى كه با قبايل عربى دشمن ، قريش و دشمنان خارجى داشت كه طى آنها گروههاى ياد شده در سرزمين خودشان با يك هجوم غافلگيرانه روبه‌رو شدند . دو نوع ديگر جنگ ، ( تخييرى و اعلام پايان پيمان ) با هشدار قبلى همراه بود . مخير كردن ميان جنگ و پذيرش اسلام شيوه‌اى بود كه پيامبر اكرم ( ص ) با بيشتر دشمنانش آن را دنبال كرد . وى به اين شيوه بيشتر متمايل بود و دوست مىداشت كه شاهدِ اسلام آوردن همهء مردم باشد . جنگ با اعلام پايان پيمان تنها با يهوديان ساكن مدينه و اطراف آن دنبال گرديد . با آنكه براساس يك پيمان ملى كه براى دفاع از مدينه بسته شد ، يهوديان جزو شهروندان به شمار آمدند ، ولى آنها پيمان شكنى كرده و آغاز به توطئه‌چينى كردند . رسول خدا ( ص ) به بنى قينقاع و همچنين بنى نضير هشدار داد و با فرستادن پيكى از آنان خواست كه طى ده روز جلاى وطن كنند ، ولى يهوديان در اين مهلت پاسخى نداده ، هشدارها را نديده گرفتند و در نتيجه جنگ روى دارد .