هداية الحكمه .
« 630 » تاج الدين محمد بن حسين ارموى . رسالة الكمالية فى الحقايق الالهية ، نوشتهء امام فخر رازى را در سال 625 ه . ق به عربى ترجمه كرده است .
« 631 » سراج الدين ، ابو الثناء محمود بن ابى بكر بن احمد ارموى . به سال 594 ه . ق متولد شد و در سال 682 وفات كرده است . او راست التحصيل ، كه مختصر المحصول فخر رازى است ، در اصول فقه .
« 632 » يعنى به هنگام تولد او خورشيد در برج اسد بوده و آن خورشيد ، كه به صورت زنى است ، شبيه دختر پادشاه گرجستان باشد .
« 633 » مجلس مشاورهء مغولان كه شاهزادگان در آن شركت داشته باشند .
« 634 » متن : كنداصطبل (
Comestabuli , Konnetable
) نخست به معنى مير آخور بوده و سپس به معنى امير لشكر آمده است . ( صالحانى )
« 635 » واژهاى ارمنى به معنى پادشاه . ( صالحانى )
« 636 » جهانگشاى جوينى : كوتان .
« 637 » همان : شيرامون .
« 638 » همان : ايلچتاى .
« 639 » واژهاى مغولى به معناى فرمان و حكم خان مغول . ( فرهنگ عميد )
« 640 » ر : يارخ مار .
« 641 » جهانگشاى جوينى : چون به سمرقند رسيد .
« 642 » همان : غايمش .
« 643 » همان : قوناق .
« 644 » همان : سرقويتى بيكى .
« 645 » بوقتاق يا بغتاغ به فتح باء ابريشمى است كه مغولان مانند گيسو تابيده به موى سر خود پيوند كنند و زنان آن را مكلل كرده و به كلاه دوزند و بر سر گذارند و با گيسو آويزان شود . ( همان ، ج 1 ، ص 217 )
« 646 » همان : غايمش .
« 647 » يعنى روآ دوفرانس : پادشاه فرانسه . مراد لويى نهم است . ( صالحانى )
« 648 » غانغرايا : مأخوذ از يونانى ، فساد و عفونت ، فساد و عفونتى كه در قسمتى از استخوان يا