« 557 » ابو الحارث ارسلان بن عبد الله معروف به بساسيرى . گويند بساسيرى منسوب است به پسا يا فسا از شهرهاى فارس .
« 558 » رك : كتاب حاضر ، دولت پنجم ، پىنوشت شماره 11 .
« 559 » تولد او در بيرون خوارزم در سال 362 ه . ق و وفاتش در غزنين به سال 440 ه . ق اتفاق افتاد .
« 560 » تولد او در افشنه يا خرميثن به سال 370 ه . ق بود و وفاتش در همدان به سال 428 .
« 561 » المائة فى الصناعة الطبية .
« 562 » ابو سهل مسيحى در سال 403 ه . ق وفات كرده است .
« 563 » يا : وقعة الاطباء .
« 564 » غب تب نوبهاى كه يك روز در ميان عارض شود .
« 565 » تب نوبهاى كه يك روز شديد باشد و يك روز خفيف . شطر نيمهء چيزى يا پارهاى از چيزى .
« 566 » صورتى است از اتسز .
« 567 » نوعى جوال كه از كتان سازند .
« 568 » شهرى بر ساحل فرات ميان بغداد و كوفه .
« 569 » باجر و باخر نيز روايت شده . ( صالحانى )
« 570 » ابن شاذان به هر چند وقت مىگفت : اى حسن فربه شدهاى . ( تجارب السلف ، ص 266 )
« 571 » شبل الدوله ابو الهيجاء ، مقاتل بن عطية بن مقاتل البكرى ، داماد نظام الملك .
« 572 » رك : كتاب حاضر ، دولت نهم ، پىنوشت شمارهء 67 .
« 573 » متن : بردويل .
« 574 » متن : سنجال .
« 575 » متن : قومص . قمص يا قومس يا قمط يا قمز واژهاى است تصحيف شده از
Comes
لاتينى ، يا
Comde
اسپانيايى ، يا
Comte
فرانسوى ، يا
Conte
ايتاليايى ، و يا
Count
انگليسى .
مترجم در اين ترجمه صورت رايجتر آن « كنت » را آورده است .
« 576 » متن : بيموند .
« 577 » خلاصه داستان چنين است كه چون صليبيان در محاصره افتادند و آذوقهء خود و عليق اسبانشان به پايان آمد ، مردى ژنده پوش به نام پطر بارتولوميو ، آندرهء قديس را در خواب ديد كه