قسمتى را كه نصيب شر شده بود باز پس گرفت ، تا هيولا كمكم از آثار خير تهى ماند و سلطنت شر ناچيز و تباه گردد . مانى معتقد به تناسخ بود و مىگفت كه در هر چيزى روحى است تناسخ يافته . همچنين در بزرگداشت آتش افراط مىكرد و آن را شايان تقديس و تسبيح مىشمرد ، و همه اينها به سبب نور و پرتوافشانى آن بود . و نيز به سبب اينكه از حيث مكان در وسط فلكيات و عنصريات قرار دارد . و زمين را شايان تحقير مىشمرد ، زيرا مىگفت زمين تاريك است و باطن آن نه بالفعل و نه بالقوه پذيراى روشنى نيست . اين مذهب كه مانى آورد چيزى نيست كه خود آن را ابداع كرده باشد ، بلكه اين همان آيين باستانى ايرانيان است كه مانى آن را با براهين و حجتهاى اقناعى استوارى بخشيده است .
شيخ الرئيس ابو على بن سينا به مانى جوابى شايان مىدهد آنجا كه مىگويد :
چگونه مىتوان چنين سخنى گفت كه در آتش هر معنى كه در حيّز خير است واقع است و در زمين هر معنى كه در حيّز شر هست واقع است ؟ و حال آنكه زمين حيّز بقا و حيات حيوان و نبات است و آتش با آن كيفيت افراطى كه دارد اجزاى مركب را از هم پراكنده مىسازد .
گويند شاپور پادشاه ايران مانى را كشت و پوستش را بركند و پر از كاه كرده بر باروى شهر بياويخت . زيرا مانى را دعويهاى عظيم بود و نيز از شفا بخشيدن به فرزند بيمار شاه عاجز آمده بود .
تاكيتوس « 332 » قيصر
شش ماه پادشاهى كرد . در كشتى به قتل رسيد . در عصر او هرمزد پادشاه ايران بود .
فلوريانوس قيصر
دو ماه پادشاهى كرد و در شهر طرسوس كشته شد .
پروبوس « 333 » قيصر
هفت سال پادشاهى كرد « 334 » . در نخستين سال پادشاهى او بهرام « 335 » در ايران به پادشاهى نشست . مدت فرمانروايى بهرام سه سال بود . چون بمرد پسرش كه او