شهر را آلفونسو هنريكيز ويران كرده بود . در ماه ربيع آلاخر سال 570 ه جمعى از اعيان باجه نزد او آمدند . ابو يعقوب وعده داد كه شهرشان را آباد خواهد ساخت تا آنان و جمعى از موحدين در آن مسكن گزينند . سپس الحافظ ابو بكر بن وزير را به امارت آن معين كرد . مردم باجه در سنين مختلف همه دويست تن بودند . اينان در قلعه شهر زيستن گرفتند . آنگاه عمر بن تيمصلت والى شلب با پانصد مرد از كارگران و بنايان برسيد و بر ايشان آذوقه آورد . باروهاى شهر پس از يك ماه ساخته شد و مردم ديگر نيز برسيدند و با جديت تمام شهر را آبادان ساختند . در اين روزها والى باجه با مردم بسى درشتى و ستم مىكرد . ميان او و مردم خلاف افتاد . خليفه ابو يعقوب او را عزل كرد و عمر بن تيمصلت را بهجاى او نهاد . او را روش و رفتارى نيكو بود و مردم روى به بنا و تعمير خانهها و احداث ميدانها و باغها نهادند و در اندك مدتى شهر رونق ديرين باز يافت . « 24 » .
در اثنأ اين احوال ميان موحدين و فرناندوى دوم پادشاه ليون ، معروف به الببوج جنگ درگرفت . فرماناندو از سال 564 ه / 1169 م با خليفه موحدى پيمان صلح بسته بود . موحدين او را در جنگ با خاندان لارا زعماى قشتاله يارى كرده بودند . او نيز به هنگامى كه پرتغاليها شهر بطليوس را محاصره كرده بودند و نزديك بود بر آن غلبه يابند صدق دوستى خويش عيان كرد و در كنار موحدين با پرتغاليان نبرد كرد تا منهزم شدند . اين روابط مودتآميز تا اواخر سال 569 ه / 1174 م برجاى بود . در اين سال بىهيچ سببى آشكار به اراضى اندلس لشكر آورد . خليفه ابو يعقوب خشمگين شد و در سوم ماه صفر سال 570 ه / سوم سپتامبر سال 1174 م سپاه موحدين به سردارى ابو حفص برادر خليفه در حركت آمد و به سوى شهر ردريكو پايتخت ليون يا چنان كه در روايات اسلامى آمده است به سوى شهر السبطاط در حركت آمدند . زعيم قشتاله فرناندو ردريگوس داماد پادشاه ليون و همپيمان ديرين موحدين نيز با او بود . موحدين به شهر ردريگو حمله كردند ولى بدان دست نيافتند . تنها دو دژ « قنطره » و « ناضوش »
هامش
( 24 ) . البيان المغرب القسم الثالث ص 107 .