تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 32

مساهمون:

ص٣٢
تا اگر قلعه در محاصره افتاد از جهت آب در تنگنا نيفتند . اين چاه را قيوراجه مىگفتند . حادثه‌جوى پرتغالى ، جرالدوى نيرومند همچنان با سپاه خود در جلمانيه در نزديكى بطليوس بود . اشتغال والى جديد به حفر چاه و ساختن استحكامات را فرصت شمرد و شهر را پىدرپى مورد حمله قرار داد و ابو يحيى در دفع و رد قواى او جد بسيار مىكرد . عاقبت جرالدو دست به يك حملهء بزرگ زد كه بسيارى از مسيحيان شنترين در آن شركت داشتند و جمعى از لشكريان خود را در مواضعى مستور به كمين نهاد . سپس به حوالى بطليوس حمله كرد . ابو يحيى به دفاع بيرون آمد . جرالدو چنان نمود كه به هزيمت مىرود . موحدين از پى او تاخت آوردند تا به كمينگاهها رسيدند . در اين هنگام مسيحيان از كمينگاهها بيرون جستند و سخت آنان را فروكوفتند . موحدين به هزيمت شدند و مسيحيان شمارى كثير به اسارت گرفتند كه جمعى از اكابر نيز در ميان ايشان بودند . بعدها بسيارى را فديه دادند و آزاد كردند . اين واقعه در اواخر سال 564 ه / 1168 م اتفاق افتاد . « 6 » هم در اين سال 564 ه خليفه برادران خود السيد ابو ابراهيم اسماعيل والى اشبيليه و السيد ابو اسحاق ابراهيم والى قرطبه و شيخ ابو عبد الله بن ابى ابراهيم والى غرناطه را به حضرت فراخواند . آنان در اوايل جمادى الاول سال 564 ه / فوريهء 1169 م از اندلس بيرون آمدند . ظاهرا اين فراخواندن براى آن بود تا در باب بسيج لشكرى گران به سركوبى ابن مردنيش به گفتگو پردازند . اينان اوايل سال 565 ه به حضرت آمدند و چون گفتگوها به پايان رسيد ابو ابراهيم و ابو اسحاق به اندلس بازگرديدند . برادرشان السيد ابو على حسن كه به امارت سبته و منطقهء جبال غماره برگزيده شده بود نيز با آنان به صوب امارت خويش رفت . حافظ ابو عبد الله چندى در حضرت خليفه درنگ كرد . ابو ابراهيم به اشبيليه رفت و ابو اسحاق به قرطبه . ابو يحيى زكريا بن يحيى بن شيبان يكى از فرزندان مشايخ اهل خمسين نيز همراه آنان بود . او به امارت طبيره و شنتمريه غرب معين شده بود ، اين شهرها از منطقهء غربى اندلس بودند . اين منطقه كه در جنوب
هامش
( 6 ) . ابن صاحب الصلاة ، المن بالامامه برگ 128 الف و ب و 129 الف . ابن عذارى ، البيان المغرب ص 83 .