شهر رسيد .
ابن الاحمر در نهايت ناتوانى منتظر حوادث بود . چون ديد راهى براى نجات جيان در پيش ندارد تصميم گرفت كه با فرناندو وارد مصالحه شود . روزى در پاى باروهاى جيان به لشكرگاه او رفت و با او معاهدهاى منعقد كرد كه جيان و اعمال آن از آن قشتاله باشد و او بر غرناطه و حوالى آن فرمان راند ، بدان شرط كه تابع پادشاه قشتاله باشد و باج و خراج بر گردن گيرد . اين مبلغ صد و پنجاه هزار مراويده بود كه در مدت ده سال پرداخت مىشد و اين ده سال ميان دو طرف روابط دوستانه برقرار بود .
اين معاهده در اوايل سال 1246 م / اواخر سال 643 ه منعقد شد . « 1 »
پس قشتاليان به شهر بزرگ جيان درآمدند و در حال مسجد جامع آن را به كليسا بدل كردند . بيشتر مسلمانان شهر را ترك كردند و در شهرهاى جنوبى اندلس پراكنده شدند . پس از ورود لشكر ، پادشاه خود نيز به شهر درآمد و در مراسم قداس شركت جست و در مسجد جامع جشن عظيم پيروزى تشكيل شد . پادشاه خانههاى شهر را ميان سران سواران كه بيشترشان از جماعت شواليههاى شنتياقب و شواليههاى قلعهء رباح بودند تقسيم كرد .
جيان از مراكز مهم علوم و ادبيات در اندلس بود . شمارى از ادبا و علما به آنجا انتساب دارند . از آن جمله است الحافظ ابو على جيانى و فقيه ابو ذر مصعب بن محمد بن مسعود الخشنى .
ابن الاحمر علاوه بر جيان از ارجونه و بركونه و بيغ و حجار « 2 » نيز صرفنظر كرد و چون نمىتوانست فرنتره را نگهدارد ، آن را نيز به قشتاليان واگذاشت . بدينگونه ابن الاحمر سلامت خود و مملكت و اراضى خود را به اين بهاى گزاف بخريد تا مگر چند صباحى به فرمانروايى خود در غرناطه ادامه دهد . « 3 »
هامش
( 1 ) .. 59 49 . P , aiculadnA neIII odnanreF ed atsiuqnoC saL : zelaznoG . J( 2 ) . به اسپانيايى : ارجونهanojrA، بركونهanucroPبيغ يا بيغوogeirP، حجارareugiH( 3 ) . ابن خلدون ، العبر ، ج 7 / ص 190 . الذخيرة السنيه ، ص 72 . ابن الخطيب ، اللمحة البدريه ، ص 36 و الاحاطه ، ج 2 / ص 65 .