مىتوانست دولت موحدين را از ورطهء سقوط برهاند ولى مدت پنج سالهء حكومتش همه در كشاكش و نزاع گذشت . اشتباه بزرگ او يارى خواستنش از مسيحيان براى به دست آوردن خلافت بود ولى اين امر نيز در آن دورانهاى دردناك يك عمل رايج بود و اغلب زعماى اندلس چه پيش از او و چه بعد از او بدان توسل مىجستند .
ابو العلى المأمون در شهر مالقه در سال 581 ه / 1185 م متولد شد . مادرش زنى آزاد بود ، و صفيه نام داشت ، دختر امير شرق محمد بن سعد بن مردنيش . المأمون نيز چون پدرش دانشآموخته و بافرهنگ بود . در فقه و حفظ قرآن و حديث سرآمد بود .
در علوم دينى و لغت و ادب و سير آگاهى وسيع داشت و در نظم و نثر استاد بود . به تدريس صحيح بخارى و الموطّأ مالك و سنن ابى داود عنايت خاص داشت . همچنين در كار حكومت نيز از حزم و اقتدار و سياست ، نيك برخوردار بود . با آنكه در دربار او كاتبان فصيح و بليغ حضور داشتند او خود به دست خود نامهها و فرمانهايش را مىنوشت . ابن الخطيب يكى از نامههاى او را كه به مردم اندوجر در اندلس نوشته و آنان را از گرايش به تسليم در برابر مسيحيان برحذر داشته در كتاب خود آورده است . ابن عذارى نيز آن را ضبط كرده است « 24 » .
وزير او شيخ ابو زكريا بن ابى الغمر بود . از دبيرانش ابو زكريا الفازازى و ابو المطرف بن عميرة المخزومى و ابو الحسن الرعينى و ابو عبد الله بن عياش و ابو العباس بن عمران بودند « 25 » .
المأمون مردى سپيدچهره و معتدلقامت و خوبروى و سيهچشم و شيرينسخن بود و در سخن گفتن آوازى نرم داشت « 26 » .
از او چند پسر برجاى ماند : ابو محمد عبد الواحد الرشيد كه ولىعهد او بود و پس از او به خلافت رسيد . ديگر عبد الله و عبد العزيز و عثمان و ابو الحسن على ملقب به
هامش
( 24 ) . البيان المغرب ، القسم الثالث ص 266 و 267 ، الاحاطه ( 1956 ) ج 1 / ص 422 و 423 .
( 25 ) . البيان المغرب ، ص 283 . الاحاطه ج 1 / ص 424 .
( 26 ) . روض القرطاس ، ص 166 .