تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 521

مساهمون:

ص٥٢١
به آن از هر وسيله‌اى سود جست . او با عزم و برايى خويش هر مانعى را از پيش پاى برداشت و بيم در دل هر رقيب يا مخالفى افگند . ابن خلدون كشمكش ابن ابى عامر را با مخالفانش چنين بيان مىكند : « نخست با دشمنان خود سازش مىكرد ، سپس آنان را از مراتب و مقاماتشان فرومىكشيد و برخى را به دست برخى ديگر مىكشت و همهء اينها به دستور هشام و امضاى او بود ، آن‌سان كه رقبايش از ريشه بركنده شدند و جمعشان پراكنده گرديد . » « 23 » هلاكت مصحفى پس از نابود كردن صقالبه گام ديگرى بود كه محمد بن ابى عامر براى از ميان برداشتن مخالفان خود برمىداشت . او در در همان حال هركس را كه از جانب او احساس خطرى مىكرد ، چه از بنى اميه باشد يا غير ايشان از زعماى قبايل ، نابود مىكرد . حتى همهء كسانى را كه در آنان شايستگى امارت يا رياست مىيافت مىكشت يا در بلاد پراكنده مىساخت و همهء اين كارها را زير شعار حمايت از هشام المؤيد و تخت او مرتكب مىشد . يكى از شعراى عصر گويد :
ابنى امية اين اقمار الدجى * منكم و اين نجومها و الكوكب غابت اسود منكم عن غابها * فلذاك حاز الملك هذا الثعلب
چون ميدان از اولياى خلافت و نامزدشدگان رياست خالى شد به كار سپاه پرداخت . صفوف تازه‌اى از مزدوران زناته و صنهاجه و غير ايشان از بربرها بر آن بيفزود . همچنين جماعتى را از سپاهيان مسيحى از ليون و قشتانه و ناوار استخدام كرد و برايشان مواجب كرامند معين كرد و دلهايشان به عدل و مدارا و بخشش صيد خود ساخت . سازمان قديم لشكر را برهم‌زد . رجال بربر را مقدم داشت و زعماى عرب را پس از آنان . سپس عربها را از مناصبشان دور داشت و افراد يك قبيله را كه سابقا در يك جا بودند در ميان صفوف لشكر پراكنده نمود و حال آنكه عرب از آغاز فتح همواره به وحدت قبيله متمسك مىشد ، زيرا قبايلشان تا زمان الناصر نيز تحت تأثير عصبيت بود . الناصر نظام قبيلگى را برانداخت و هيبت آن را فروكاست . چون
هامش
( 23 ) . ابن خلدون ، العبر ، ج 4 / ص 147 .
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 521 | عبد المحمد آيتى / محمد عبد الله عنان