تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 518

مساهمون:

ص٥١٨
هيبتش افزون گردد و نزد خليفه مكانت يابد و در ميان مردم محبوبيتى بيشتر حاصل كند « 20 » . در اين اوان نشانه‌هاى دشمنى ميان محمد بن ابى عامر و جعفر بن عثمان المصحفى بيشتر آشكار شد . چون ابن ابى عامر به قرطبه آمد ، فرمان خليفه به عزل محمد بن جعفر فرزند حاجب صادر شد و ابن ابى عامر به‌جاى او قرار گرفت . اين فرمان امور كشور و لشكر را كلا به دست او مىسپرد . پيش از آنكه ابن ابى عامر به فرماندارى شهر برگزيده شود اوضاع قرطبه آشفته بود . امنيت از شهر رخت بربسته و فسق و فساد در همهء جا شايع شده بود . محمد بن ابى عامر زمام امور شهر به دست گرفت و اهل شر و فساد را سركوب كرد و با آمدن او امنيت و آرامش در همه‌جا سايه افگند . ابن ابى عامر پسر عم خود عمرو بن عبد اللّه بن ابى عامر را به‌جاى خود به فرماندارى شهر گماشت . عمرو بن عبد اللّه نيز همان شيوهء محمد بن ابى عامر را در حزم و سختگيرى در ضبط امور و طرد و دفع اهل بغى و عدوان در پيش گرفت . حاجب جعفر بن عثمان به چشم خود مىديد كه دوران فرمانروايىاش اندك‌اندك پايان مىيابد و مردم و خليفه از او رويگردان مىشوند و ستارهء اقبال رقيبش اوج مىگيرد ، ازاين‌رو احساس كرد پايان دولتش محتوم است . حاجب جعفر بن عثمان به فكر افتاد كه مسير اين خطرى را كه به سوى او مىآيد ديگرگون سازد ، بدين طريق كه سپهسالار غالب را به سوى خود كشد و با او از در مصالحه درآيد . ازاين‌رو دختر او اسماء را براى پسر خود محمد خواستگارى كرد . غالب نيز به او پاسخ موافق داد . نزديك بود اين زناشويى صورت گيرد كه ناگاه محمد بن ابى عامر خبر يافت . به هم برآمد و به غالب نامه نوشت و پيمان دوستىشان را فرايادش آورد و دخترش را براى خود خواستگارى كرد . درباريان نيز يارىاش دادند . غالب از تصميم پيشين خود باز آمد و دختر خويش را به ابن ابى عامر داد . عقد زناشويى در اوايل محرم سال 367 ه / 977 م انجام گرفت . پس از اندك مدتى ابن ابى عامر براى نبرد سوم از قرطبه خارج شد و در اوايل صفر رهسپار طليطله شد . در آنجا با پدرزن خود غالب ديدار كرد و هردو با سپاهيان خود راهى شمال شدند و در راه چند دژ را تسخير كردند . سپس به شهر شلمنقه واقع در جنوب غربى مملكت ليون لشكر بردند
هامش
( 20 ) . ابن بسام ، الذخيره ، القسم الرابع ، ج 1 / ص 46 و 47 . ابن عذارى ، البيان المغرب ، ج 2 / ص 283 .
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي ) — صفحة 518 | عبد المحمد آيتى / محمد عبد الله عنان