خانهاى را كه در رصافه داشت و از بزرگترين و پرشكوهترين خانههاى قرطبه بود بفروشد . ابن ابى عامر او را در محضر جمعى از همكاران قديمش بازجويى مىكرد و آزار مىداد . اين محنت و شوربختى چند سالى به طول انجاميد و مصحفى در خلال آن رنجها و آلام بسيار ديد و خواريها كشيد و از ابن ابى عامر درخواست بخشايش مىكرد و او نمىپذيرفت . عاقبت او را در زندان زيرزمينى قصر الزهراء زندانى كردند تا در سال 372 ه / 982 م درگذشت . گويند او را در زندان خفه كردند و گويند شربتى زهرآگين به او دادند و كشتندش .
چنانچه گفتيم مصحفى شاعرى نيكو بود . در ايام محنت طبع شعرش شكفته شد و در ايام محبس خود قصايد مؤثر سروده است . از آن جمله است :
صبرت على الايام لما تولت * و الزمت نفسى صبرها فاستمرت
فيا عجبا للقلب كيف اصطباره * و للنفس بعد العز كيف استذلت
و ما النفس الا حيث يجعلها الفتى * فان طمعت تاقت و الا تسلت
و كانت على الايام نفسى عزيزة * فلما رأت صبرى على الذل ذلت
و قلت لها يا نفس موتى كريمة * فقد كانت الدنيا لنا ثم ولت
ابن حيان در باب محنت و ذلت حاجب مصحفى مىافزايد : « جعفر بن عثمان خود هشام را به خلافت برگزيد و از پى هواى نفس خود و نعمت اينجهانى رفت و بىدرنگ مغيره را بىآنكه مرتكب گناهى شده باشد ، بكشت . خداوند نيز كسى را كه از او زورمندتر بود بر او مسلط ساخت . » « 22 »
بدين طريق محمد بن ابى عامر به سرعت مدارج ترقى را طى كرد و براى رسيدن
هامش
( 22 ) . رجوع كنيد به : ابن بسام ، الذخيره ، القسم الرابع ، ج 1 / ص 48 و 49 . ابن عذارى ، البيان المغرب ، ج 2 / ص 285 - 288 . ابن الابار ، الحلة السيراء ، ص 142 .