تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغارات ( فارسي ) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
بترس و از مردم در كارهايى كه براى خدا انجام مىدهى بيمى به دل راه مده . بهترين گفتار آن است كه با كردار يكى باشد . در يك موضوع دو گونه داورى مكن كه در تناقض افتى و از حق منحرف شوى . آنچه براى خود و خاندانت مىخواهى براى همهء رعيت نيز همان را بخواه و آنچه براى خود و خاندانت ناپسند مىدارى بر آنان هم ناپسند انگار . همواره به آنچه خدا گفته است استدلال كن و در اصلاح حال رعيت خويش بكوش و براى رسيدن به حق در عمق انديشه خوض كن و در كارهايى كه براى خدا مىكنى از ملامت ملامتگران بيم به دل راه مده و آن كس را كه با تو مشورت مىكند نيكخواه باش و چنان باش كه براى مسلمانان چه آنان كه به تو نزديكند و چه آنان كه از تو دورند بهترين پيشوا و سرمشق باشى .

( 1 ) در روزه و اعتكاف

و بر تو باد به روزه گرفتن كه رسول اللّه ( ص ) يك سال در ده روز نخست ماه رمضان اعتكاف كرد و در سال بعد در ده روز دوم ماه رمضان . در سال سوم از جنگ بدر بازگشت و اعتكاف به جاى آورد پس به خواب رفت و در خواب ديد كه شب قدر در ده روز آخر است و گويى در ميان آب و گل سجده مىكند . چون بيدار شد همان شب بازگرديد ، زنانش و جمعى از اصحابش با او بودند . پس در شب بيست و سوم باران در گرفت و پيامبر ( ص ) نماز به جاى آورد چون صبح شد بر پيشانى پيامبر گل ديده شد . رسول اللّه از آن پس تا زمان وفات در ده روز آخر ماه رمضان اعتكاف مىكرد . پيامبر ( ص ) مىگفت : هر كه ماه رمضان را روزه دارد سپس شش روز از ماه شوال را چنان است كه يك سال تمام روزه داشته است . خداوند سيرت ما و شما را سيرت پرهيزگاران گرداناد و دوستى پاكدلان ما را ارزانى دارد و ما و شما را در بهشت خويش جاى دهاد ، در حالى كه بر تختها تكيه زده رو به روى يكديگر نشسته باشيم . اى مردم مصر محمد ( ص ) را نيك يارى كنيد و در اطاعت خويش پايدارى ورزيد و ثابت قدم باشيد تا در سراى ديگر بر كنار حوض ، بر پيامبرتان ( ص ) وارد شويد . على بن محمد بن ابى سيف از ياران خود روايت كند كه چون على ( ع ) براى محمد بن ابى بكر اين جواب فرستاد ، محمد همواره در آن نظر مىكرد و آن را مىآموخت و بر وفق آن قضاوت مىكرد . چون محمد كشته شد هر كتاب و نوشته كه در نزد او بود به دست عمرو بن العاص افتاد . عمرو آنها را نزد معاوية بن ابى سفيان فرستاد . معاويه در اين نامه مىنگريست و در شگفت مىشد و از خواندش لذت مىبرد . وليد بن عقبه در نزد او بود ، چون اعجاب او بديد گفت : بفرماى تا اين سخنان را بسوزانند . معاويه گفت : بس كن اى پسر ابو معيط كه اين رأيى پسنديده نيست . وليد گفت : رأى تو نادرست است . آيا اين خردمندانه است كه مردم بدانند سخنان ابو تراب نزد توست و تو از آنها