تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغارات ( فارسي ) — صفحة 11

مساهمون:

ص١١

مدخل به قلم مترجم

امير المؤمنين على بن ابى طالب ( ع ) از بيست و پنجم ماه ذى الحجهء سال 35 هجرى تا بيست و يكم ماه رمضان سال 40 كه در اثر ضربت يكى از خوارج به رفيق اعلا پيوست ، عهده‌دار امر خلافت ظاهرى بود و سراسر اين سالهاى معدود همه در جدال و آويز با گروهى كه آنان را ناكث و مارق و قاسط خوانده است سپرى شد به گونه‌اى كه حتى يك روز فراغت نيافت ؛ كه برنامهء اصلاحى خويش را كه همان استقرار حكومت قسط و عدل اسلامى بود در سراسر بلاد قلمرو خويش به اجرا در آورد . در روزهاى اول خلافت او طلحة بن عبيد اللّه و زبير بن العوّام با آنكه دست بيعت به او داده بودند از مدينه رهسپار مكه شدند [ 1 ] و با عايشه كه از سالهاى دور بدخواه على بود همدست شدند و به خونخواهى عثمان بر ضد على قيام كردند و با سه هزار تن از ياران خويش عازم بصره گشتند . در اين روزها عثمان بن حنيف از سوى على ( ع ) در بصره امارت داشت . دو تن را فرستاد تا بپرسند كه به چه كار آمده‌اند . عايشه و طلحه و زبير و هر يك پاسخهايى دادند از جمله گفتند كه آمده‌اند تا انتقام خون عثمان بستانند [ 2 ] . چون آن دو قاصد بيامدند و ماجرا بگفتند عثمان بن حنيف در انديشه شد كه اكنون چه بايد كرد . با ياران خويش به سگالش پرداخت بعضى گفتند آنان را به همانجا كه آمده‌اند بر مىگردانيم بعضى گفتند نه صبر مىكنيم تا از امير المؤمنين دستورى رسد بعضى هم گفتند كه اينان آمده‌اند تا براى قصاص قاتلان عثمان از ما يارى جويند . از مجموع گفتگوها عثمان بن حنيف دريافت كه مهاجمان در بصره نيز طرفدارانى دارند و اين امر را براى خود شكستى يافت [ 3 ] . عايشه و يارانش پس از گفتگوهايى به بصره در آمدند و بيت المال را تصرف كردند و
الغارات ( فارسي ) — صفحة 11 | إبراهيم بن محمد الثقفي الكوفي / عبد المحمد آيتى