تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغارات ( فارسي ) — صفحة 10

مساهمون:

ص١٠
كه آشوب مصر را برپا كردند و كارگزار على ( ع ) محمد بن ابى بكر را كشتند و در شكم خر نهادند و آتش زدند يا عبد اللّه بن عامر حضرمى و ضحاك بن قيس و سفيان بن عوف غامدى و يزيد بن شجرهء هاوى يا شخصى چون بسر بن ابى ارطاة كه در يك سفر از دمشق تا يمن و بازگشت به دمشق دهها هزار تن از شيعيان يا طرفداران على را كشت . از قربانيان اين توطئه‌ها يكى مالك اشتر يار وفادار على بود كه در راه مصر زهر در طعامش كردند و ديگر محمد بن ابى بكر فرزند ابو بكر و فرزند خواندهء على بود كه به فجيع‌ترين وضعى كشتندش . اينان حتى از كشتن كودكان خردسال هم دريغ نمىكردند چنان كه دو پسر خردسال عبيد اللّه بن عباس را بسر بن ابى ارطاة سر بريد . عبيد اللّه بن عباس عامل على ( ع ) در صنعاء يمن بود . على ( ع ) دو سه سال بعد از واقعهء نهروان را تا زمان شهادت خود ، دست به گريبان اين نامردميها بود كه در سراسر كتاب مشروحا آمده است . كتاب الغارات پيوسته مورد توجه محدثين و مورخين و ادبا و نويسندگان بوده است چنان كه ابن ابى الحديد قسمت اعظم بخش تاريخى آن را در شرح نهج البلاغه آورده است و علّامه مجلسى بسيارى از آن را در بحار الانوار به مناسبتهايى نقل نموده . در زمان ما نسخه‌هاى الغارات به كلى ناياب بود مگر نسخه‌اى كه در اختيار محقق ارجمند شادروان محدث ارموى قرار گرفت . آن بزرگوار با تبحر و احاطه‌اى كه بر كتب احاديث و تواريخ داشت موفق شد آن را با حواشى و تعليقات مفصل و سودمند در دو مجلد به چاپ برساند ، كه الحق كارى است بس شگرف . اخيرا خطيب عبد الزهراء نسخهء ديگرى در كتابخانهء ظاهريهء دمشق يافت و چاپ ديگرى از اين كتاب ارائه داد . با حواشى مختصرتر و ساده‌ترى و اين ترجمه از روى نسخهء چاپ ايشان انجام پذيرفته و بيشتر حواشى ، ترجمهء حواشى ايشان است و نيز مترجم از تحقيقات جناب محدث نيز بسيار استفاده كرده است . اميد است كه اين خدمت در پيشگاه اهل نظر پذيرفته آيد . و السلام . عبد المحمد آيتى بيست و ششم اسفند سال هزار و سيصد و شصت و نه