تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغارات ( فارسي ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
معصيت ، آن دو همدل در گمراهى ، آن دو سينه چاكان منتظر حكومت كه جز تمتع از نصيب خويش چيزى نمىشناسند ، به دستم رسيد . رعد و برق آنها تو را نلرزاند ، اگر تا كنون آن سان كه مستحق آن هستند پاسخشان نداده‌اى اكنون پاسخشان ده . كه هر گونه كه بخواهى پاسخشان دهى ، توانى داد . و السلام . ( 1 ) و گويد كه محمد بن ابى بكر در پاسخ نامهء معاويه چنين نوشت . اما بعد ، نامه‌ات رسيد . در كار عثمان چيزى گفته بودى كه من در آن باره از تو پوزش نمىخواهم . مرا گويى كه خويشتن از آسيب تو دور دارم ، به خيال خود اندرزم مىدهى و نيكخواهى مىكنى . و مرا از مثله شدن مىترسانى يعنى دلت بر من مهربان است ؛ در حالى كه همهء اميد من اين است كه در اين پيكار شماييد كه روى به هزيمت خواهيد نهاد و خداوند در ورطه كارزارتان هلاك خواهد كرد و به خوارى و مذلت خواهد افكند و شكسته بازخواهيدگشت . اگر در اين زمان حكومت به دست شما افتد - به جان خودم سوگند - كه چه بسا ستمكاران را كه در ستمكاريشان يارى دهيد يا چه بسا مؤمنان را كه بكشيد يا مثله كنيد . بازگشت همه به خداست و كارها به او بازمىگردد و او بخشنده‌ترين بخشندگان است و اللّه المستعان على ما تصفون . و گويد كه محمد بن ابى بكر نامه‌اى هم در پاسخ نامهء عمرو بن العاص نوشت : اما بعد ، نامه‌ات را خواندم و دانستم كه چه مىگويى . مىپندارى كه دوست ندارى كه از تو مرا - به قدر ناخنى - آسيب رسد . به خدا شهادت مىدهم كه دروغ مىگويى . و چنان وانموده‌اى كه خير خواه منى و حال آنكه ، در نظر من متهمى بيش نيستى . و گفته‌اى كه اهل شهر مرا ترك گفته‌اند و از متابعت من پشيمان شده‌اند ، آنهايى كه چنين‌اند دار و دستهء تو هستند و دار و دستهء شيطان رجيم . خدا ، آن پروردگار جهانيان ما را بس است و او بهترين نگهبان است . بر خداوند پيروزمند بخشاينده توكل كرده‌ام آن خداوندى كه پروردگار عرش بزرگ است . مداينى گويد : عمرو بن عاص به آهنگ ورود به شهر پيش آمد . محمد بن ابى بكر براى مردم سخن راند ، خدا را ستايش كرد و بر پيامبر ( ص ) درود فرستاد و گفت : اما بعد ، اى مؤمنان ، قومى كه پردهء حرمت مىدرند و سراپا در ضلالت غرقه‌اند و آتش فتنه مىافروزند ، اينك ساز نبرد كرده‌اند و لشكر به سوى شما مىآورند . هر كس خواهان بهشت و آمرزش پروردگار است براى كارزار با مهاجمان قدم در راه نهد و براى خدا با آنان در آويزد . خداوند شما را رحمت كناد ، همراه با كنانة بن بشر و آن گروه از قبيلهء كنده كه آمادهء پيكارند ، در حركت آييد . نزديك به دو هزار تن با كنانة بن بشر رهسپار نبرد شدند و محمد بن ابى بكر نيز با حدود دو هزار تن در شهر ماند . عمرو به سوى كنانه آمد و كنانه بر مقدمه لشكر محمد بود . عمرو به كنانه نزديك شد و گروه گروه از پس يكديگر لشكر به پيش مىفرستاد . چون گروهى از شاميان پيش