[
كلمهء 86 ] سرزنش و نكوهش
برخى از اينان ، نخستين سخنى را كه به گوش ناشنيدهاش مىخورد ، مىپذيرد و بر قلب خالى خود مىنشاند و با اشتياق و آمادگى بدان متمايل گشته ، بر آن مخلصانه اعتماد مىكند و مانند يك پژوهشگرِ اهل تحقيق بر آن تكيه مىنمايد و مانند يك شخص مطمئن و تصديقگر در كنار آن آرامش مىگيرد ، به حدّى كه با قلب او ممزوج گشته ، با خردش درمىآميزد و بهصورت خُلق و خوى ماندگار و طبيعت دوم او درمىآيد ، سپس از آن پشتيبانى كرده و با او انس گرفته و زبان به بدگويى مخالفانش مىگشايد و تلاش خود را براى پيدا كردن دلايل تأييد و تقويت آن به كار مىگيرد و ذهن و روان خود را براى سست و بىارزش نشان دادن هر آنچه جز آن است به زحمت مىاندازد ، به حدّى كه هرگاه سخن مخالف را مىشنود با تمامى وجود برمىجهد و بر آن طعن زده ، به بدگويى آن شتاب مىگيرد ؛ حال چه سخن مخالف را فهميده و چه نفهميده باشد و مقصودش را دريافته يا درنيافته باشد ؛ از آن روى كه اينان گمان مىكنند به مرتبهاى از دانش دستيافتهاند . در اين صورت گوش و چشم و دل آنان هيچ سودى به حالشان نخواهد داشت .