تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نوگويه ها ( الكلمات الطريفة ) ( فارسى ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
[

كلمهء 85 ] شكايت

برخى از آنان ، كسانى هستند كه حركت بر طريقهء پدران و مربّيان از افراد خانواده و عزيزان‌شان و دشوارپندارىِ جدايى از راه و روش آنان و سخت‌انگارىِ دورى از صنف و گروه خودشان ، آنان را از تحصيل كمال و كسب دانش و معرفت باز مىدارد و چون به آنان گفته شود : از چيزى كه خدا نازل كرده است پيروى كنيد ، گويند : از آيينى پيروى مىكنيم كه پدران خويش را بر آن يافته‌ايم ؛ اگرچه پدران‌شان چيزى در نمىيافتند و هدايت نيافته بودند ! اين خود نيرومندترين انگيزه براى آلوده شدن به گناه و مؤثّرترين علّت محروميت آنان است و بيشترينهء مردم بدين طريق ، گمراه شدند و زيان‌ها افزون گشت يا اين كه احكام جارى شهر و كشور و رشد و بالندگى در خانواده با باورهاى نادرست ، آنان را از دست‌يابى به هدايت باز داشته و موجب انس و الفتى ملازم با جان آنان گشته و به‌صورت خُلق و خوى هميشگى آنان درآمده است كه به فراوانى پىدرپى براى آدمى حاصل مىشود و مانع آفريده شدن ايده‌هاى نو مىگردد . پيروى ازاكثريت يا گروه عظيمى از مردم و حضور در گرانيگاه و انبوه جمعيت ، انسان را از پيروى حقّ باز مىدارد يا آن كه پيگيرى امور مربوط به كسب درآمد يا توجّه به پيوندها و مناسبات ، او را از دين غافل مىسازد ؛ در نتيجه امور دنيا او را از پرداختن به امور آخرت دور مىكند و فرصت مشخّص و شناخته شده‌اى براى كشف اسرار پنهان برايش نيست يا اين كه مستى ثروت و فرو رفتن در گرداب قدرت ، وى را به تكبّر و خودخواهى وادار مىكند يا بهره‌جويى از لذّت‌هاى زودگذر ، او را از سعادت‌هاى آينده باز مىدارد و چه‌بسا علاقه به مذهبِ آسان‌تر به ضميمهء سخت‌پندارى اعمال دينى ، وى را به آن سو مىكشاند . سرمنشأ تمامى اين‌ها ، رها كردن همنشينى با عالمان و گوش سپردن به سخنان جاهلانِ كودن و ترك مسائل عقلى و خردپذير و بسنده كردن به خرافات و حكايت‌هاست . با اين همه نه چنين است ! آنان به زودى خواهند دريافت ، بدين‌سان براى هر امّتى عمل‌شان را بياراستيم و عاقبت ، بازگشت آنان به سوى پروردگارشان است و خداوند از اعمالى كه مىكرده‌اند آنان را خبر مىدهد .